X
تبلیغات
رایتل
بیانگر اصول و افعال اخلاقی دین{ باورشناسی و تصوف} واکنش و توضیح مسایل سیاسی، اقتصادی، زبانی، ادبی، فرهنگی، تاریخی.....
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 01:27 ق.ظ

قسمت دوم

(25)  بی تفاوت بودن به ناموس

از حضرت عبدالله بن عمر(رض) روایت شده است که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"خداوند(ج) بهشت رابرای سه نفر حرام گردانیده است،شرابخوار،نافرمان والدین ودیوثی(بی غیرتی) که فساد پلیدی را به خانه خودرداده است 1".یکی از مظاهر بی غیرتی وبی تفاوت بودن به ناموس این است که شوهراز دختر ویا همسر ش که بامردان بیگانه تماس میگیرند وصحبت عشقبازی  میکنند،چشم پوشی کند.ویا اینکه راضی باشد که یکی از زنان خانواده با مرد بیگانه خلوت کندوتنها بماند وهمچنین اجازه دادن به زن که به تنهایی با راننده ای  بیگانه جایی برود ویا اینکه راضی باشد که بی حجاب از خانه بیرون آیند وهر شخص آنان را ببیند،ویا اینکه فلمها ومجلات مبتذلی که فساد وبی بندو باری را ترویج میدهندراه دهد.(مسند احمد 2/69)

(26) انتساب  به غیر پدر وانکار فرزند

از نظر شرعی جایز نیست که مسلمانی خودرا به شخص غیر از پدر خود ویا قومی دیگر نسبت دهد،برخی از مردم برای مقاصد مادی در شناسنامه ها واوراق رسمی برای خود نسبی جعلی ودروغین ثبت میکنند وپه بسا افرادی به خاطر کینه ناراضگی از پدرکه درکودکی اورا رهاکرده،به چنین کاری اقدام کنند.همه این موارد حرام هستند وچنین کاری مفاسد عطیم گوناگونی همچو مسأ له محرومیت،نکاح،میراث و غیره درپی دارد.درصحیح بخاری از حضرت سعد وابی بکر(رض) روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرکیسکه دانسته خودرا به شخص غیر از پدرش نسبت دهد بهشت بر او حرام است 1".درشریعت اسلامی  هرکاریکه انساب را به بازی گیردویا سبب تزویر درآن گردد حرام ونا جایز است.مردانی هستند که هرگاه میان آنان وهمسرانشان خصومت اختلافی بروز گردد همسر خودرا به بی عفتی متهم میکند وبدون هیچ دلیلی ومدرکی نسبت فرزندخودرا که بر همان بستر به دنیا آمده است،از خود نفی میکنند،وگاهی برخی از زنان نیز خیانت میکنند و ازراه نامشروع باردار میگردند ودرنسبت شوهران خود فردی را وارد میکنند که ازاونیست،در این باره وعید سختی آمده است،ازحضرت محمد(ص) شیده که ایشان فرمودند:ترجمه:"هرزنیکه با (ارتکاب حرام) فردی را در قومی داخل کند که ازآنان نیست،آن زن نزد خداوند(ج) هیچ ارزشی ندارد وهرگز اورا به بهشت وارد نخواهد کرد وهرکردی که نسب پسرش رااز خود انکار کند خداوند(ج) خودرا از در حجاب نگاه میدارد واورا در حضور اولین وآخرین (انسانها) رسوا میکند  1".(1- ابوداود2/695) (1- فتح الباری 8/45)

(27) ربا خواری

خداوند(ج) در قرآن کریم علاوه از رباخواران با هیچ احدی اعلام جنگ نکرده است، چنین میفرماید:"یا ایها الذین  آمنو ا اتقوالله وذروا ما بق من الربا ء ان کنتم مؤمنین فان لم تفعلو افاذنوا بحرب  من الله ورسوله 2".ترجمه:"ای مومنان از خدا(ج) پروا بدارید  واگرمومن هستید  آنپه را که از ربا مانده است رها کنید اگر چنین نکردیدبه جنگی از جانب خدا(ج) ورسول(ص) اوآواده وخبردار باشید "این آیه برای بیان شناعت این جایت نزد پروردگار  کافی است.اگر به افراد ودولتها  بنگریم  خواهیم دید که رباخواری  ومعاملات  ربوی تا چه اندازه افراد ودولتها  را به فلاکت وتباهی کشانده است.تباهیهای از قبیل ورشکستگی،کساد،رکود وبحران اقتصادی،ناتوانی از پرداختن وام،بالا بودن نسبت بی کاری،ورشکستگی وتعطیل شدن بسیاری از شرکتها و مؤ سسات وغیره.بگونه ای که حاصل تلاش وزحمات روانه  کلاً برای پرداختن  سود وربای بی پایان  صرف میگردد.واین امر منجر به طبقاتی بودن جامعه میگردد واموال وثروتها ی هنگفت تنها بدست افرادی معدودی میماند.وبیعد نیست که این خود یکی از صرتهای جنگی باشد که خداوند(ج) ربا خواران را به آن وعید داده است.باید دانست که تمامی افرادی که در منعقد در معملات ربوی همکاری دارند.اعم از طرفهای  اصلی،واسطه ها ،وکسانیه که به این امر کمک میکنند همگی ملعون هستندکه حضرت پیامبر(ص) آنهارا نفرین کرده است.ازحضرت جابر(رض) روایت شده که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"خداوند(ج) ربا خوار ،ربادهنده ،نویسنده ووگواهان را نفراین کند"وفرمود:ترجمه:"همگی آنها جرم وگناه یکسان هستند 1".بنابر این همکاری  در نوشتن ویاداشت نمودن ربا، تحویل گرفتن  ویا تحویل دادن ربا،به امانت گزاشتن وحفاظت ربا نیز جایز نیست.وبه صورت کلی باید گفت:هرگونه مشارکت و همکاری در ربا به هر نحو ممکن حرام وناجایز میباشد.حضرت محمد(ص) قباحت این گناه کبیره را در حدیث مه حضرت عبدالله بن مسعود(رض) روایت نموده ایگونه بیان فرموده اند:ترجمه:"با ( 73) شعبه دارد سبکترین وساده ترین  آن مانند این است که شخصی با مادرش زنا کند وبدترین نوع رربا آبرو ریزی وبی حیثیت کردن مسلمان است 1".ودر حدیثی که حضرت عبدالله بن حنظله (رض) روایت نموده است اینگونه فرمودند:ترجمه:"یک درهم ربا که شخص دانسته آن را بخورد از (36)زنا نیز سخت تر وسنگین تر است 2".حرمت ربا عام وبرای همه افراد ودرهمه احوال حرام است وآنگونه نیست که برخی گمان میکنندکه ربا فقط در صورتی حرام است که یکی از طرفین ثروتمند ودیگری فقیر  باشد.وچه بسیاری ثروتمندان وتاجران پرآوازه ای بوده اند که به سبب ربا ورشکسته وفقیر گشته اند وواقعیتامر،این مطلب را کاملاً تأ ئید میکند  وکمترین زیانیکه در آن وجوددارد این است که برکت مال از بین میرود.گرچه از حیث عدد وکمیت زیاد باشد،حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"مال ربا هرچند فزون شود سرانجام کم میگردد 3".حرمت ربا مختص در صد بالای سود هرچند اندک وناچیز باشد  باز هم ربا محسوب میگردد .وصاحب آن در روز قیامت همانند کسی از قبر بر انگیخته می شود شیطان اورا لمس کرده باشد.باوجود اینکه  ربا جرم وگناه بس سنگینی است اما باز هم  خداوند(ج) دروازه توبه را  برای ربا خواران باز گزاشته وکیفیت آن را بیان نموده است.آنجنا که میفرماید:"وان تبتم فلکم رؤوس اموالکم لا تظلمون  ولا تظلمون 1" .واین عین عدالت است.  مومنان باید از ته قلب ازاین گناه کبیره نفرت وقباحت آن رادر ذهن داشته باشد.حتی افرادیک به اضطرار وازترس دزد وتباهی سرمایه  واموال خویش رادربانکهای ربایی می گزارند باید به قصد اضطرار ونا چاری  به این کار اقدام کنند.واین احساس راداشته باشند که آنان مانند کسانی هستند که بنا چار ازمردار تغذیه می کنند وحتی ازاین نیز  شدید تر وباید استغفار کنند.وبرای یافتن جایگزین بهتری تلاش نمایند.وهرگز نباید از بانک سود طلب کنند بلکه اگر سودی به حسا بشان واریز گشت باید به هرراه ممکنی وبه قصد رهایی ازشرربانه به قصدصدقه آن را دفع نموده وخدرا از آن نجات دهند زیرا حواوند(ج) پاک است وتنها پاکیزه رامی پذیرد.وبه هیچ وجه ممکن استفاده ازآن درمواردی چون حوراک،پوشاک،مسکن،مخارج همسر،فرزندان،پدر ومادر،پرداخت زکات،پرداخف مالیات وعوارض،وفع ظلم وغیره درست وجایزنیست بلکه فقط به خاطر ترس از مؤاخذه پروردگار بایدآن مال رادفع کند وخودرانجات دهد.(2- بقره /278- 279)(1- مسلم 3/1219)(1- مستدرک حاکم 2/37)(2-مسند احمد 5/225)(3- مستدرک حاکم 2/37)(1- بقره اگر توبه کردید اصل اموالتان ازآن شماست نه ستم کنید ونه بر شما ستم رود)

(28) پنهان نمودن عیوب کالا در معامله

ترجمه:حضرت محمد(ص) از کناره توده ای گندم فروشی عبور نمودند چون دست خویش را درآن فروبردند احساس نمودند که گندمهای زیرین خیس هستند وسپس به فروشنده گفتند این چیست؟ گفتند یا رسول الله (ص) ازباران خیش برداشته است.فرمودند،پس چرا گندمهای خیس را در بالا وظاهر نگذاشتی تا مردم درآن را ببیند؟هر کس که فریبکاری کند ازما نیست 1".بسیاری از مغازه داران و دوکانداران که از خداوند(ج) نمی تر سند به روشهای گونا گونی می گوشند که عیوب کالا رااز  مشتری پنهان نمایند مانند اینکه بر محل عیب بر چسپ می زنند وبا اجنا س معیوب وفاسد را به کار تن جای میدهند  ویا اینکه برای جلادادن وبراق نمودن آن مواد شیمیاوی به کار می گیرند ویا اینکه صدای موتررا موعقتاً تنطیم میکنند و پس ازاینکه مشتری کالا را به منزل ببردپس از چند روزی خراب واوراق میگردد وبرخی دیگر تاریخ صلاحیت مصرف کالا را تغیر میدهند ویا اینکه مشتری رااز معاینه وبازدید کامل کالا منع میکنند وبسیاری از بنگا هها وفروشگاهای که ماشین ولوازم الکترونیکی وادوات دیگری میفروشند عیوب آنری پنهان میکنند.این حرام وناجایز است.حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"مسلمان برادر مسلمان است وبرای هیچ مسلمانی جا یز نیست که عیب آن چیزرا پنهان بدارد بلکه باید آن را بیان نماید 1".بسیاری از فروشنده گان در مزاید ه علنی این گونه میگوید:من خرمنی از آهن را میفروشم ویا این آهن پاره ها ی بهم دوخته را می فروشم وگمان می کنند که با گفتن این جمله به مشتری هر مسئوولیتی رااز خود نفی میکنند. این چنین معما مله ای  برکتی دربر نخواهد داشت.

آنگونه که حضرت محمد(ص) میفرماید:ترجمه:"تا هنگا میکه فروشنده ومشتری ازهم جدا نشده اند اختیار کامل دارند.اگر به همدیگر راست بگویند وعیوب کالا را بیان نمایند درمعا مله آنان برکت داده میشود واگر دروغ بگویند وپنهان کاری کنند برکت معا مله آنان از بین میرود 2  ".(1- مسلم 1/99)(1- ابن ماجه 2/754)(2- فتح الباری 4/328)

(29) بیع(معامله)نجش

بیتن نجش این است که شخصی قصد خرید کالا را نداردوفقط بخاطر اینکه مشتری وفرد ثالثی را بفریبد به فروشنده اظهار میدارد که آماده است این کالارا با قیمتی بیشتر ازاین بخرد ودر نتیجه مشتری واقعی مجبور میگردد که برای خریدن آن کالا قیمت گزافی را بپردازد،حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"نجش نکنید(باعث ازدیاد قیمت کالایی که قصد خریدش را ندارید نشوید)بی تردید این معا مله نوعی فریبکاری است و حضرت پیامیر(ص) فر مودند: مکر وفریب در جهنم هستند 2 ".بسیاری از دلالهای که در حراجیها ،مزایده ها،وبنگاها  و نمایشگا ههای اتومبیل مشغول کار هستند،کسب آنان پلید وناپاک است زیرا دراین کار مرتکب  محمرات بیشمار میگردند.مانند اینکه خر خی ازآنان با هما هنگی قبلی وفقط به خاطر ازدیاد قیمت اتومبیل  فیرب دادن مشتری ، نقش مشتری دیگری را بازی نموده وبرای خرید اتومبیل به قیمت فزونتر اعلام آماده گی میکنند واینگونه مشتری بازه وارد را فریب می دهند.ویااینکه برای فریب دادن فروشنده ای که برای فروختن اتومبیل خود به آنان مراجعه کرده همگی با همامنگی قبلی اتومبیل  آن شخص را خیلی کمتر از ارزش واقعی اش قیمت میگزارند،اما اگر بخواهند اتومبیل خویش ویا کالا یی دیگری از خود بفروشند کاملاً متفا وتوبر عکس عمل می کنند، خودرا بنام مشتری جای میدهند ودر مزایده ها قیمت را بالا میبرند وبندگان خداوند(ج) را فریب میدهند وآنانرا متصرر می گردانند.

(1- فتح الباری 10/484)(سلسله الا حدیث الصحیحه   1057)

(30) معامله پس ازآذان جمعه

خداوند(ج) میفرماید:"یا ایا الذین آمنو اذانودی للصلوة من یوم الجمعة فاسعواإلذ کرالله وذروالبیع ذلکم خیرلکم ان کنتم تعلمون 1   ".ترجمه:"ای مومنان چون درروزجمعه برای نمازداده شه به عبادت ویاد خداوند(ج) بشتابیدوخرید وفروش رارهاکنید اگر بدانید برایتان بهتر است ".برخی از مغازه داران وفروشنده گان دوره گرد پس ازآذان در مغاره های خویش ویا کنار مسجد مشغول معا مله هستند وباید دانست افرادی که درآن هنگام از آنان ولو مسواکی هم خرید می کنند در گناه شریک هستند وبنا به قول راجع  آن معا مله با طل است وبسیاری از صاحبان رستورنها ،نانوایی ها ،وکارگا ها حتی در هنکام نماز جمعه کارگران خویش را به کار مجبور میکنند.اینگونه افراد گرچه بظاهر سود وفایده ای بدست می آورند واما در حقیقت  زیان کرده اند وکارگر نیز در چنین موارد با ید مقتضای  حدیث نبوی عمل کند آنجا که  فرمودند:ترجمه:"در معصیت خالق نباید از فردی بشر اطلا عت نموده  1" .(1- جمع /9)(1- مسند احمد 1/129)

(31) قمار بازی

خداوند(ج) میفرماید:"انما الخمر والمیسر والانصا بوالا زلام رجس من عمل الشیطا ن فا جتنبوه لعلکم تفلحن 2  ".ترجمه:"ای مومنان جز این نیست که شراب وقمار وانصاب وازلام پلید وناشی از عمل شیطان است پس ازآن احتریز کنید باشد که رستگار شوید".مردم دوران جاهلیت قمار بازی می کردند ویکی از معروفترین صورتهای آن این بود که ده نفر بطور مساوی در خریدن شتری شریک می شدند وکوشت آن را به هفت قسمت متفاوت تقسیم میکردند وسپس قرعه کشی  میکردند به هفت نفر آنان به هر یک نفر یک سهم می رسید وسه نفر دیگر محروم می گشتند.

اما در این زمانه قمار بازی صورتهای متفاوت وگونا گونی دارد مانند آنچه امروز بنام اوراق مشارکت رواج یافته است که خود صورتهای متعددی دارد ومعروفترین آن این است که هر فردی شماره ای می خرد وبا آن در قر عه مشخص شده اند جوایز متفاوتی می دهند این کار حرام است گرچه بر خی به گمان خود آن را کمک های خیریه می نامند.ویا اینکه مشتری کالای را می خرد که در جعبه آن چیزی مجهول گذاشته اند ویا اینکه هنگام خرید کا لا به مشتری شماره ای می دهند که در قر عه کشی شرکت کند،وبه افرادیکه در قرعه کشی برنده شوند جوایزی میدهند.

ویکی دیگر از صورتهای ربا در این زمان بیمه های تجارتی است همانند بیمه عمر،بیمه ماشین، کالا،بیمه حریق(حوادث) وبیمه"شامل"و"ضدالغیر"وغیره حتی برخی از خواننده ها آواز خودرا نیز بیمه میکنند.مفهوم میسر تما می صورتهای قما ر را در بر می گیرد،در این زما نسالنهای ویژه برای بلیارد قما ر سا خته شده که در آن میز های سبز رنگی (بلیارد) مخصوص این کا ر وگنا ه بزرگ تهیه شده است.و همچنین اموالیکه در مسا بقات فوتبال وغیره به رهن گذاشته می شود نیز از قبیل میسر هستند.ودر بسیا ری از شره بازیها وتفریح گا ها بازی ها ی گونا گونی رواج دارد که مشتمل بر میسر هستند مانند "فیلبرز".اما مسا بقات ورقا بتها بر سه نوع هستند.اولاً:مسا بقا تی که در آنها اهداف شرعی دنبال میشود ودر هر صورت جایز و مباح هستند چه در آن جا یزه ای تعین شود یا خیر مانند مسا بقات شتر سواری، اسب دوانی،تیر اندازی ونشا نه گیری وما نند مسا بقا ت علمی ما نند مسا بقا ت حفظ وقرائت قر آن.ثا نیاً:مسا بقا تیکه فی نفس الامر وذاتاً مباح هستند ما نند فوتبال و مسابقات  در دو میدانی که از محرمات شرعی مانند عریا نی و کشف عورت وتضبیح نماز خالی باشد، چنین مسا بقات بدون تعین جوایز مباح وجایز هستند.ثا لثاً:مسا بقتیکه حسا ساً حرام هستند ویا اینکه به حرام منجر می گردند ما نند مسا بقا ت  فسا د که بنا م مسا بقه ملکه جما ل وزیبا یی مشهور هستند وسا مسا بقا ت بو کس ومشت زنی که طرفین بر چهره یکدیگرمی کوبند(این امر حرام است) و مسا بقا ت شا خ زنی گوسفندان و خروس جنگی وغیره.  (2- مائده /90)

(32) سرقت

خداوند متعا ل میفرما ید:"والسا رق والسار قة فا قطعو اا یدیها جزاء بما کسبا نکا لاً من الله والله عزیز حکیم ".ترجمه:"ودستا ن مرد و زن دزد را به کیفر عملی مر تکب شده اند به عنوان عبرتی از جانب خدا ببرید و خداوند(ج) پیروز مند فرزانه است ".سرقت از حجاج بیت الله الحرام بد ترین نوع سر قت است.سا ر قا نی که در آن مکا ن مر تکب سر قت می شوند به حدود شعا یر الهی هیچ اهمیتی قا بل نیستند. حضرت محمد(ص) در داستا ن صلاة الکسوف فرمودند:ترجمه:"هنکا میکه من اندکی به  عقب بر کشتم آتش جهنم را جلوی رویم آوردند وازترس اینکه مبادا شعله ها یش به من برسد اندکی به عقب برگشتم ،در آن لحظه شخصی را که با عصا سرقت میکرد در آتش دیدم که روده ها یش بیرون  آمده بود،آن شخص با عصای خود که یک طرفش قلاب ما نند بود وسا یل حجاج را می دزدید، اگر حاجی متوجه میشد میگفت که این چیز به عصای من گیر کرده است واگر متوجه نمیشد آن چیزرا با خود میبرد ".سرقت ازاموال عمومی وثروت ملی از بد ترین سرقتها ،می گویند.دیگران می دزدند ما هم میدزدیم،وغا فل از این انند که از تما می مسلما نا نسر قت میکنند زیرا که اموال عمومی از آن همه مسلما نان است و اینکه دیگران دزدی میکنندد لیل وحجتی برای دزدی کردن نیست.برخی دیگر اموال غیر مسلما نان را به دلیل اینکه آنها کافر هستند می دزدندو این جا یز نیست آن کا فرانیکه سلب اموال شا ن جا یز است کسا نی هستند که با با مسلما نان می جنگندند نه تما می شرکتها و افراد کا فر .بر خی دیگر به بها نه مهما نی به خا نه های مردم می روندودزدی میکنند برخی دیگران از کیفهای مهما نان دزدی میکنند وبر خی به فروشگا ها می روند وچیز ها را در جیب و لبا س خویش پنهان میکنند و برخی از مردم به سر قت بر دن اشیای  کم ارزش و نا چیز را امری سا ده و سبک می پندارند در صورتیکه حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"خداوند(ج) نفرین کند  سارقی را که با دزدیدن تخم مرغ ویا ریسما نی(بی ارزش) دستش قطع میگردد 1 " .  بر هر سیکه چیزیرا سر قت نمود لا زم است که توبه کند وسپس آن چیز را به هر نحوی که ممکن با شد به صا حبش با ز گرداند،آشکار ویا پنهانی، یا خودش اقدام کند ویا اینکه با واسطه ای آن چیزرا بر گرداند .واگر با وجود تلاش فراوان صا حب اصلی آن چیز ویا ورثه اش را نیا فت آنرا در زاه خداوند(ج) صدقه کند وثواب آنرا برای صا حبش نیت کند. آنچه زکر شده چکیده مبا حثه ای است که با سیخ عبدالحسن الزامل (حفظ الله) در این باره صورت گرفته،شاید بزودی در این باره رساله ای مستقل بنگارند.(1- فتح الباری 12/81)

(33) رشوت خواری ورشوت دادن

رشوت دادن برای ابطال حق ویا اجرای با طل به قا ضی و حکمی که میان مردم داوری میکند جنا یتی ایت که به قضا وت نا عادلانه وستم بر صا حب منجر وموجب فسا د و تبا هی بر میگردد خداوند(ج) میفرماید:  "ولا تا کلو اا موالکم بینکم با لبا طل وتد لو ا بها إ لی الحکا م لتأ کلو ا فریقاً من اموال النا س  با لا ثم و أ نتم تعلمون 1   ".ترجمه:"و اموال تان را در بین خود نا حق مخورید وبه رشوه دادن آن را به حا کما ن  پیشکش مکنید تب از روی گنا ه و آگا ها نه بخشی از اموال مردم را بخورید  ".حضرت ابو هریره از حضرت محمد(ص) این گونه روایت میکند:

ترجمه:"خداوند(ج) رشوت دهنده ورشوت گیرنده را نفرین میکند 2".اما رشوتیکه برای دستیا بی به حق ودفع ظلمی با شد که هیچ راه دیگر نداشته باشد در این وعید داخل نیست.

 متأ سفانه در جهان امروزی رشوت خوری بیش از حد رواج گرفته است به گونه ای که در آمدی که از این راه عاید برخی از کار مندان می گردد بمراتب از حقوق قا نونی و ما هانه آنان بیشتر است حتی رشوت خواری به عنا وینی سربسته به یکی از منا بع در آمد مخفی و کا ذب  بسیاری از شرکتها تبدیل گشته است و بسیاری از معا ملات بدون رشوت اصلاً منعقد نمیگردد ودر این میان افراد فقیر بسیار متضرر شده اند. رشوت سبب از بین رفتن بسیاری از پیما نها وبا عث فساد و تبا هی بسیاری از  کارگران کشته شده اند.ودر خدمات عمومی نیز خدمت سریع و خوب برای  افرادی انجام میگردد که رشوت میپردازند. اما به آنها یی که رشوت نمیدهند توجهی نمیگردد. وبا ید تا مدتی طولانی در نوبه بما نند در صورتیکه رشوت دهنده گا نی که پس از او آمده اند مدتها قبل تصفیه حساب کرده اند وبه سبب رشوت بسیا ری از اموالیکه حف صا حب کا ر خا نه و کا ر فر ما  بود به جیب نما ینده گا ن و دلالها واریز شده است و از اینجا ست که حضرت پیا مبر(ص) بر هر دو طرف رشوت دعای بد فرموده اند که خداوند(ج) آنا ن  را از رحمت خویش طرد کند،حضرت عبد الله بن عمرو(رض) می گوید، حضرت پیا مبر(ص) فر مودند :ترجمه:"لعنت خدا بر رشوت دهنده ورشوت گیرنده با د 1" .(1- بقره /188)(1- فتح الباری 5/103)(2- مسند احمد 2/387)

(34) غصب زمین

هر گا ه خوف خداوند(ج) از قلب رخت بر بند ،قدرت وتوان ،وبا ل جان صا حبش می گردد و آنرا در ستم بر دیگران بکار می کیرد مانند تسلط وسیطره بر امواب مردم که یکی از موارد آن غصب زمین است و مجازات آن از نظر شرعی بسیا ر شدید است حضرت عبدالله بن عمر(رض) روایت نموده است که حضرت محمد(ص) فرودند:ترجمه:"هر کس که قطعی از زمین را بدون حق غصب کند روز قیا مت در هفت طبقه زمین فرو برده خواهد شد 1" .از حضرت یعلی بن مرة(رض) روایت شده که حضرت پیا مبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هر کسیکه حتی یک زمین را غصب کند خداوند(ج) اورا مکلف میسا زد که آنهارا با طبقه هفتم حفر کند (بنا به روایت طبرانی ،آن را حا ضر کند وخداوند(ج) روز قیا مت آن زمین را به گردن آن شخص طوق میگند تا این که میا ن مردم قضا وت شود)" .کسیکه نشا نه ها وعلایم زمین را تغیر میدهد و زمین خودراوسیع تر میگرداند نیز در این وعید داخل است و در حدیثی که حضرت محمد(ص) میفر ماید:ترجمه:"خداوند(ج) لعنت کند کسراکه علایم زمین را تغیر دهد،به این مطلب اشا ره شده است " .(1- فتح الباری 5/103)

(35) پذیرفتن هدیه برای سفارش کردن

مقا م ومنزلت در میا ن مردم از نعمتهای الهی است و کسی راکه خداوند (ج) این نعمت را به او عنا یتفرموده با ید شکر آنرا بجا آورد . یکی  از صورتهای شکر این نعمت این است که با مقام و منزلت خویش به مسلما نا ن نفع برساند.حضزت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"هر کسی که می تواندبه برادرش نفعی برساند پس حتماً این کار را بکند". هر کس که با منزلت ووجا هت خویش به برادر مسلما نش  نفعی برساند وسو بدون اینکه کار حرامی مر تکب شود  ویا به کسی دیگر تعدی کند.از او ستمی را دفع کند ویا برایش خیر و منفعتی جلب کند،اگر نیت او خیر و خا لصا نه با شد به او اجر و پاداش خواهد رسید. هما نگونه که حضرت پیا مبر(ص) فرمود"شفا عت کنید پا داش داده خواهد داده شد".   برای هیچ اح دی جایز نیست که در مقا بل سفا رش ووسا طت ، از کسی هدیه و عوض مادی قبو ل کند زیرا حضرت ابو آمه (رض) روایت نموده که  حضرت  محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"هر کسی برای احدی سفا رشی کرد وآن شخص در مقا بل به او هدیه داد ، اگر سفارش کننده آن را بپذیرد  مر تکب ربای بسیا ر بزر گی شده است   ".بسیا ری از مردم شخصیت و موقیت مردم  اجتما عی خویش را  برای بدست آوردن ما دیا ت به کا ر میگرند.

مثلاً برای استخدام ویا انتقا ل  شخصی از اداره ویا منتقه ای به اداره و منتقه دیگر و یا معا لجه بیماری و غیره مبلغی را شرط میکنند.هما نگونه که از حدیث ابو آمه(رض) فهمیده میشود مالی که اینگونه در یا فت میگردد حرام است بلکه ای این هم گذشته حدیث مذکور ما ل ومبلغی را که بدون قرارداد و اتفاق قبلی هم گرفته شوددر بر میگردد1.وبرای کسیکه در حق فردی احسا ن میکند پا داشیکه خداوند(ج) در قبا هت به او خواهد دادکا فی است.مردی نزد حسین بن سهل آمده واز وی خواست تا برایش  سفارشی کند."حسن بن سهل سفا رش نموده و مشکل آن شخص حل شده، آن مرد از حسین بن سهل تشکر نموده حسن بن سهل گفت":چرا از من تشکر می کنی؟به نطر ما ،هما نگونه که ما ل زکا ت دارد، مقا م و منزلت نیز زکا تی دارد که با ید پرداخت گردد 2. لا زم به یاد آ وری است که اجار ه کردن شخصی برای پیگیری و انجام کاری امری است جا یز که شرایط شرعی مخصوص خودرا دارد و این مسأ له با اینکه شخصی با توجه به منزلت و موقعیت خویش  سفا رشی کند و در مقا بل آن مبلغی پول و غیره در یا فت کند کا ملاً تفا وت دارد،صورت اول امری جا یز و مشروع و صورت دوم حرام و  ممنوع میباشد. 1- این از افادات شیخ عبد العزیز بن باز است.2- الا دب الشر عیه،این مفلح  2/176)

(36) کار گرفتن از کار گر و نپرداختن مزد

 حضرت محمد(ص) برای تعجبیل پرداخت مزد کارگر توصیه و تشویق نموده وفرمودند:ترجمه:"قبل ای اینکه عرق کارگر خشک شود مزدش را بپردازید" یکی از ستم ها یی که در مجا مع مسلمین و جوددارد عدم پرداخت حقوق کارگران و کارمندان است که صورتهای متفا وت و گا نا گون دارد مانند:--- اینکه حق کارگر را به کلی انکا ر میکنند و کار گر بیچا ره حجت و برها نی نیز ندارد، باید دانست    که حق این کا ر گر در دنیا ضا یع گشته ا اما در روز قیا مت نزد پروردگا ر هر گز ضا یع نخواهد شد،در آن روز ستمگر در حا لیکه حق  ستمدید ه گا ن را پا یما ل کرده می آید،ودر آن روز از نیکیهای ستمگر گرفته و به ستمدیده مید هند و اگر نیکیهای او تما م گردد از بدیهای مظلوم برداشته و به بدیهای ظا لم افزوده وسر انجا م در آتش سوزان جهنم  انداخته میشود.--- این که بی جهت از حق کار گر می کا هند و حقش را کا ملاً نمی پردازند در حا لیکه خداوند(ج) میفرماید:   "ویل للمطففین 1"ترجمه:"وای به حا ل کا هنده گا ن (حقوق مردم) ".ما نند اینکه برخی از صا حبا ن کا ر ابتدا با کا ر گر دن بر مبلغی معین قرارداد می کنند اما هنگا میکه کا ر شروع میشود قرارداد را تغیر میدهند و به کار گران مزد کمتری می دهند و کار گران بیچا ره که نمی توانند حق خویش را اثبا ت کنند با نا را ضگی به کا ر ادامه می د هند وبه خداوند(ج) شکا یت میکنند وچه بسا اگر صا حب کار مسلما ن با شد کا ر گر غیر مسلما ن با چنین عملکردی از اسلام زده می شود و گنا ه آن  بر هما ن شخص ظا لم است.--- اینکه برخی،از کا ر گرا ن کا ر اضا فی می گیرند و یا اینکه سا عا ت کا ر افزایش میدهند و تنها هما ن  حقوق مقرر را به او میدهند و اضا فه کا ری اورا نمی پردازند.--- اینکه برخی درپرداخت مزد کا رگر تأ خیر می کنندو کا ر گر بیچا ره پس از رفت و آمد ومراجعه بسیا ر  و شکا یا ت ورفتن به  داد گا ه موفق به دریا فت حق خود میشود وبرخی از صا حبا ن کا ر به اینگونه کا ر گر را حسته و نا امید میگردانند تا شا ید از مطا لبه حق خود باز آید وبرخی دیگر با آن معا مله و از آن استفا ده میکنند واین در حا لی است که کا رگر بیچا ره نه غذا ئی برای سیر کردن شکم خود دارد ونه چیزی که برای  خا نواده    چشم براه و نیا زمندش  که بخا طر ان دربدر گشته اند بفرستد،وای براین افراد ستمگر از عذاب درد نا کی که در انتظا ر شا ن است،حضرت ابو هریره روایت نموده  که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"خداوند متعا ل میفرما ید سه نفر هستند که طرف و خصم آنا ن درروز قیا مت من خواهت بود،مردی که به نا م من وعده ای دهد و سپس خیا نت کند و مردی که فردی آزاده را بفروشد و پولش را بخورد،و مردیکه کا رگر را به کا ری رگما ردو مزدش را ندهد 1  ".1- مطففین /1)(1- فتح الباری 4/447)

(37) نا برابری در عطیه و بخشش به فرزندان

برخی از مردم تنها به بعضی فرزنا ن خود عطیه و بخشش می دهند و به دیگران کمتر توجه میکنند ، بنا به قول راجع این عمل حرام و نا جا یز میبا شد مگر درصورتیکه این عمل بر اسا س  مجوز و مصلحتی شرعی انجا م  شده با شد که دیگران ندارند ما نند  اینکه یکی از فرزندان نیا زی داشته با شد که دیگران ندارند ما ندد موارد بیماری،وام ویا به عنوان جایزه برای حفظ قرآن کریم ویا اینکه یکی از فرزندان عیا لوار و یا مشغول تحصیل است ویا  اینکه تا کنون کا ر منا سبی برایش پیدا نشده  با شد و مواردی دیگر و درچنین صورتی پدر باید نیتش این با شد که اگر یکی دیگر از فرزندا نش به پنین کمکی نیا ز پیدا کند ،ازرا نیز کمک خواهد کرد ،دلیل کلی این است که خداوند(ج) میفرماید:"اعدلو ا هو أ قرب للتقوا 2".ترجمه:" به عدالت رفتار کنید که آن به تقوا نزدیکتر است".و دلیل خا ص در این مورد روایتی که از حضرت نعما ن بن بشیر(رض) روایت شده که میگوید:ترجمه:"پدرش ا ورا نزد حضرت پیا مبر(ص) برد و گفت (یا رسول الله) من به این پسرم برده ای بخشیده ام ،حضرت محمد(ص) فرمودند:آ یا به همه رزندانت همین مقدار بخشیده ای ؟گفت:خیر حضرت پیامبر(ص) فرمودند آن را با ز بگیر 1 و بنا به روایتی فر مودند:از خدا(ج) بتر سید و میا ن فرزندانتا ن عدل کنید 2 و درروایتی دیگر اینگونه آمده است پش در این صورت مرا گواه مگیر زیرا من بر ظل گواهی نمی دهم 3    ". قول اما م احمد(رح) این است "که در عطیه نیز ما نند میرا ث به پسر دوبرابر دختر داده شود 4 " .در بسیا ری از خا نواده ها، پدر از خدا نمی ترسد و برخی از فرزندانش را بیشتر از بقیه مورد لطف قرارداده واموالی می بخشد و به اینگونه در میا ن فرزندان خود دشمنی و کینه ایجا د میکند وچه بسا فقط بخا طر اینکه یکی ازفرزندانش به عموها یش شبا هت دارد به او اموالی می بخشد اما آن دیگری را که به دایها یش بیشتر بیشتر شبا هت دارد، محروم می گرداند و یا اینکه فرزندان یکی از همسرانش را بیشتر می دهد و آنا را در مدارس ویژه و غیر انتفا عی ثبت نا م میکند اما به فرزندان همسر دیگرش چنین توجهی ندارد،و تأ ثیر سو ء این عملکرد نا درست سر انجا م به خود او بر میگردد زیرا فرزندی که محروم ما نده در آینده به پدرش  احسا ن نمیکند ،حضرت محمد(ص) به  فردی که در عطیه و بخشش بین فرزندانش نا برابری کرده بود فرمودند:ترجمه:"آ یا مگر دوست نداری که فرزندانت همه یکسا ن به تو احسا ن کنند 1"  .2- ما ئده /8) (1- فتح الباری 5/211)(2- فتح الباری 5/211)(3- صحیح المسلم 3/1243)(4- مسا ئل الا مام احمد لا بی داود 204 )(1- مسند احمد 4/269ومسلم ش:1623)

(38) تکدٌی

حضرت سهل بن الحنظلیه (رض) می گوید حضرت محمد(ص) فرمودند:"هر کسیکه با وجود این که به مقدار کفایتش چیزی داشته با شد با زهم تکدی و گدائی کند،هما نا برای خود از اخگر های جهنم جمع میکند ،چرسیدند:یا رسول الله (ص) مقدار غنی و کفا یت که با وجودآن تکدی و گدا ئی جا یز نیست چه قدر است ؟ فرمودند:مقداریکه برای نا ها ر و شا م او کفا یت کند 2   ".از حضرت عبد الله بن مسعود(رض) روایت شده است که میگوید حضرت رسول الله (ص) فرمودند:ترجمه:"هر کس با و جود اینکه ما لی به مقدار کفا یتش دارد،از مردم چیزی بطلبد (گدا ئی کند) این سؤال و گدا ئی  در قیا مت به خراش و کلٌه ای بر چهره اش ، تبدیل میگردد 1 ". برخی از گدایا ن از منا ز در جلو انبوه نما ز گزاران می ایستند و لب به شکوه می گشا یند و تسبیح مردم را قطع می کنند، و برخی دیگر با حیله وتزویر اوراقی جعلی درست میکنند و داستا نهای دروغینی سر هم میکنند و چه بسا افراد  خا نواده خودرا بر مسا جد تقسیم میکنند و چس از نما ز آنها را جمع نموده  وسراغ مسا جد دیگری می  روند،و این در حالی است که برای  خود ثروت انبو هی جمع نموده، اما کسی غیر از الله (ج) از آن آگاه نیست و پس از مرگ میراث و ترکه آنا ن ظا هرمیگردد، و بسیا رب از نیا زمندان واقعی که ازروی تحفف و حیا از مردم چیزی نمی طلبند(و اظها رنیا زنمیکنند) مردم آنها را غنی و ثروتمند می پندارند وبه آنا ن صدقه نمی دهند.

   (2- رواه ابو داود 2/281،صحیح البخاری 2/281،ثحیح الجامع 6280)(1- رواه الامام احمد 1/388نگا: صحیح الجامع 6255{در صحیح مسلم از حضرت ابوهریره (رض)آمده که هرکس برای تکثیر و افزون طلبی  از مر د م چیزی بطلبد،هما نا بر یا خود اخگر می طلبد چه چه زیاد )

(39) وام گرفتن به قصد نپرداختن

حقوق بند گا ن نزد خداوند(ج) اهمیت بسیا رب دارد، گا ه میشود که خداوند(ج) بوسیله بوبه شخصیِ، حق خودرا ببخشد ا ما برای حقوق بند گا ن چا ره ای جز پرداخت آن نیست قبل از آن که روزی برا برسد که درآن روز دیگر با ردحم و دینا ر حقوق مردم پرداخت نمیگردد بلکه پرداخت حقوق به وسیله نیکیها و بدیها صورت میگیرد خداوند(ج) میفرما ید:"ا ن الله یأ م کم ان تؤدوا الا ما نات الی أ هلها 1 ". ترجمه:"خداوند(ج) به شما فرما ن میدهد که اما نتهای  را به اهلش بسپارید".یکی از اموری که امروزه در جا معه رواج گرفته است طلب قرض ووا م میبا شد و بسیا ری از مردم بدون اینکه  نیا زی داشته با شند وتنها به قصد تو سع تجملات و همچشمی  وبرای تعویض ما شین و اثا ثیه منزل و متا ع و کالا های فانی و آ نی ، وام می گیرند و چنین افرادی به کثرت به معا ملات قسطی که بسیا ری از آن از شبهه حرام خا لی نیست روی می آورند.تسا حل در امر گرفتن وام، به مما طله و طفره رفتن از با زپرداخت وام و یا اضا عه و اتلاف اموال دیگران منجر میگردد.حضرت پیا میر (ص) از عا قبت این کا ر بر حذر داشته و فرمودند:"هر کس با قصد با زپرداخت وام از مردم قرض کند،خداوند(ج) آن مال را از او پرداخت میکند و هر کس به قصد عدم پرداخت ما لی را از کسی بگیرد خداوند(ج) آن مال را هلا ک و تلف میکند 2" .مردم در امر  قرض ووام بسیا رتسا هل میکنند و آن را سهل  می انگا رند در صورتیکه این امر نزد خداوند(ج) بسیا رسنگین است،بلکه با وجود اینکه شهید مزایا ی بی شما ر و پا داش بزرگ ودر جه بلندی دارد،اما با زهم از پیا مد وا م سا لم نمی ما ند،زیرا جضرت محمد(ص) می فرما ید:ترجمه:سبحا ن الله خداوند(ج) در امر وام چقدر تشدید فرموده اند؟سو گند به آن خدا یی که جا نم به دست اوست  اگر مردی دررا ه خداوند(ج) کشته شود، پس سپس زنده گردد و باز کشته شود و سپس زنده گرددو با ز  کشته شودبا وجود این اگر بر او وامی با شد تا هنگا میکه وا م او پرداخته نشود وارد بهشت نمی گردد1  ".آیا با وجد این بیا ن گد یای نبوی ،افرا د متسا هل با زهم از این کا ربا زنمی آیند؟!1- نسا ء /85)(2- رواه البخاری ،نگا: فتح الباری 5/54)(1- رواه النسا ئی ،نگاه :المجنبی 7/314،صحیح البخاری 3594)

(40) حرام خواری

 کسیکه از خدا نمی ترسد،پرواندارد که مل را چگونه بدست آورد و در چه راهی صرف کند و تنها هدفش بالا بردن موجودی حسا ب خویش است، گرچه براه حرام،نا جا یز،ما نند:

سرقت،رشوت،غصب،تزویر،معما ملات حرام وربوی،خوردن ما ل یتیم یا کار مزد کار حرام ما نند غیبگوئی،فحشا،خواندن ترانه،تجا وز به بیت الما ل مسلما نا ن ئ اموال عمومی یا گرفتن اموال مردم و تکدی و گدائی بی موردو غیره و سپس از این سر ما یه میخورد و مینوشد،ما شین میخورد و منزل و اسبا ب و اثا ثیه می  تهیه میکند و به اینگونه  حرام به شکمش راه می یا بد.حضرت محمد(ص) میفر ما ید: ترجمه:"هر گوشتیکه از تغذیه حرام به وجود آمدخ با شد ،آ تش جهنم به آن سزاوار تر است 1" .و درروز قیا مت زا اوسوال خواهد شد که این مال را از کجا کب نموده است و در چه راهی به مصرف رسا نیده است ،تبا هی و هلا کت آن جا ست. بنا بر این اگر نزد کسی مال حرا م و جودداردو حق دیگری است با ید هر چه سریعتر خودرا از شر آن خلاص کند و قبل از آن که روزی فراه رسد که رد آن روز حقوق، نه  با درهم ودینار بلکه با حسنا ت وسیئا ت پردا خت میگردد،مال را به صا حبش با زگرداند و از اومعا فی و بخشش طلب نما ید.  (1- رواه الطبرانی فی الکبیر 19/136،صحیح الجا مع 4495)

(41) شرابخواری حتی یک قطره

خداوند(ج) میفرماید:"انما الخمر والمیسر و الأ نصا ب الأ زلام رجس من عمل الشیطا ن فا جتنبوه لعلکم تفلحون 2 ".ترجمه:" جز این نسیت شراب و قما رو انصا ب و ازلام پلید و از عمل شیطا ن است پس از آن احتراز کنید با شد که رستگا رشوید    ".امر به اجتنا ب یکی از محکم ترین دلایل تحریم است.خداوند(ج) شراب را قرین انصا ب که معبود و بتهای کفا ر بودند،سا خته است بنا بر هیچ دلیلی برای آنها که می گویند خداوند(ج) نفرموده که شراب حرام است بلکه تنها فرموده که از اجتنا ب کنید،با قی نما نده است.در احا دیث حضرت پیا مبر(ص) برای شرابخوار وعید داده است شده است. حضرت جا بر(رض) میفرماید.حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"که شرابخوار از (طینة الخبا ل  بنو شا ند،گفتند:یا رسول الله (ص) "طینة الخبا ل" چیست ؟فرمودند:(عرق یا عصا رۀ  جهنمیا ن 1)" .و حضرت عبا س(رض) روایت نموده است که "کسیکه به شرابخواری عا دت است چون بمیرد هما نند بت پرستی  ،خداوند(ج) را ملا قا ت میکند2".امروزه شراب  و نوشا به های مست کننده متنوعی وجود داردودرزبا ن عربی و همچنین زبا نهای عجمی بر آن نا مهای گونا گون اطلاق میشود.مثلاً (درزبا ن عربی) نا مها ی همچون البیره،الجعة،الکحول،العرق،الفودکا،الشمبا نیا وغیره بر آن اطلاق میگردد.و در این امت گروهی که حضرت پیا مبر(ص) پیشگو یی کرده بودند ظهور کرده است ایشا ن فرمودند:

ترجمه:"مردما نی از امت من تحت عنا وین و نا مهای  دیگر، شراب می نوشند 1".آری آ نا ن با تمو یه و نیرنگ آن را مشروبا ت روح افزا می نا مند."یخا دعون الله و الذین آ منو ا و ما یخدعون الا انفسهم و ما یشعرون"ترجمه:"(به گما ن خود) با خدا و مومنا ن نیرنگ میروند و(در حقیقت) جز خود شا نرا نمی فریبند ودر نمی یا بند  ".شریعت اسلا می برای از بین بردن فتنه تلا عب و به با زی گرفتن احکا م، در این زمینه ظا بطه ای عظیم وگو یا وضع نمو ده است و آن هما ن چیزی است که در این فرموده حضرت محمد(ص)  بیا ن شده است.ترجمه:هر نوشیدنی مست کننده ای شراب است و تما می نوشیدنی های مست کننده حرام است 2"."پس هر چیزی که عقل را بپو شا ند و انسا ن رامست کند قلیل و کثیر آن حرام است 3".و هر چند نا مها متفا وت با شد ا ما مسمی یک است و حکم آن معلوم است.و این هم مو عظه  ای است از حضرت پیا مبر(ص) برای شرابخواران، ایشا ن فرمودند:ترجمه:"هر کس شراب بنوشد و مست گردد تب چهل روز هیچ نما زی از او پذیرفته نمی شود و اگر بمیرد وارد جهنم  می گردد و اگر تو به کند خداوند(ج) تو به اش را می پذیرد و اگر دوبا ره شرا ب بنو شد و از ان مست گردد تا چهل روزاز وی هیچ نما زی پذیرفته نمیشودو اگر بمیرد وارد جهنم می ردد و اگر توبه کند خداوند(ج) تو به اش را می پذیرد و اگر با ز هم شراب بنو شد و از آن مست گرددتا چهل روز هیچ نما زی  از وی پذیرفته نمیشودو اگر بمیرد وارد جهنم می گرددو اگر توبه کند خداون(ج) تو به اش را می پذیردو اگر باز هم شراب بنو شد شا یسته است که خداوند(ج) اورا در روز قیا مت از"ردغة الخبا ل "بنوشا ند ،پرسیدند:یا رسول الله(ص) "رغد الخبا ل "چیست؟فرمودند:عصا ره جهنمیا ن 1". ا گر حا ل شرابخواران اینگونه است پس حا ل کسا نیکه چیزهای بد تر ازشراب استعما ل میکنندو به مواد مخدر اعتیا ددارند،چه خواهد بود؟(2- ما ئده/90)(1- مسلم 3/1587)(2- رواه الطبرانی 12/45،صحیح الجامع6525 )(1- مسند احمد 5/342 و حیح الجا مع5453)(2- مسلم 3/1587)(3- ابوداود ش:3681)(1- ابن ماجه ش:3377،صحیح الجا مع 6313)

(42) استعمال ظروف طلا یی ونقره ای

امروزه کمتر فروشگا هی از فروشگا های لوازم خا نگی با فت میشود که در آن ظروف طلا یی و نقره ای و یا ظروفی که با طلا ونقره تزیین شده  است عر ضه نشود و همچنین اینگونه  ظروف در خا نه های بسیا ری از ثروتمندان و برخی هتلها نیز یا فت میشود ،بلکه این ظروف از جمله بهترین هدا یا یی است که مردم در منا سبا ت به همدیگر اهدا میکنند.بر خی از مردم در خا نه ها ی خود از چنین ظروفی نگهداری و استفا ده نمی کنند اما در خا نه دیگران و منا سبا ت و مهما نی ها از آن استفاده میکنند. همه اینها از امور نا روایی است که شریعت آنرا حرام گردانیده است.و دراین با ره از حضرت محمد(ص)  و عید سختی نقل شده است. حضرت ام سلمه (رض) می گوید آن حضرت(ص) فرمودند:ترجمه:"کسیکه در ظروف طلایی و نقره ای چیزی میخورد یا می آشا مد،هما نا آتش جهنم در شکمش می خروشد 1".این حکم شا مل تما می ظروف و ادوات غذا خوری از قبیل بشقاب،قاشق،چنگال،چا قو وظروفی که درجشنها مورد استفاده قرار میگیرد میبا شد.برخی مردم می گویند کا از اینگونه ظروف استفا ده نمی کنیم و آنها را فقط برای زیبا یی و زینت ودیکوری میکنیم،با ید دانست که برای پیشگیری از ارتکا ب حرام ،نگهداری چنین ظروف نیز نا جا یز میبا شد 2 .(1- مسلم3/1634)(این مطلب راشیخ عبدالعزیزبازر(رح) شفا هاً بیان نمودند)

(43) گواهی دروغ

خداوند متعال میفر ماید:"فا جتنبو  ا الرجس من الا و ثا ن و اجتنبو ا قول الزور حنفا ء الله غیر مشرکین 1 " .ترجمه:"و از پلیدیها  یعنی بتها دویر کنید و از گفتن افترا ء بپرهیزید ،حقگر و مخلص خدا با شید و هیچگونه شر کی برای خداوند(ج) قرار ندهید".حضرت عبد الرحمن بن ابی بکر(رض) از پدرش روایت میکند که وی گفت:ترجمه:"نزد حضرت پیا مبر(ص) بودیم که ایشا ن تا سه با رفرمودند.آ یا شما را از برترین گنا هی کبیره آ گاه نسا زم؟او سپس فرمودند که آنها عبا رت است از شرک با خدا(ج)  نا فرما نی والدین،ایشا ن که تکیه زده بودند راست شستندوفرمودند:آ گا ه با شید ،و گفتا ردروغ و آنقدر جمله اخیر را تکرار فرمودندکه با خود گفتیم کا ش حضرت(ص) سکوت می فرمودند 2" از آنجا که مردم در این با ره تسا هل میکنند و انگیزه ها ی متعددی همچون عداوت،حسد و غیره انسا ن را به شها دت دروغین وا میدارد.ونیز بدین جهت که این امر فا سد بی شما ری را در پی داردحضرت محمد(ص) آنرا چندین با ربکرار فرمودند،بر اثر شها دت دروغ حقوح بسیا ری  ضا یع گشته و بر افرادی بیگنا ه ظلم و ستم شده و مردما نی به آنچه حق شا ن نبوده است برای شا ن ثا بت شده است.یکی از نمونه های و مواردی که برخی مردم به دروغ شها دت میدهنداین است  که برخی در دارگا ها به همدیگرمی گویند:تو برای من شها دب بده و من نیز برای تو شها دت میدهم و در با ره اموری همچون ملکیت زمین،خا نه ویا تأ یید صلاحیت وتزکیه که نیا ز به علم و آ گا هی  دارد، بدون هیچگونه اطلاعی به نقع یکد یگر شها دت  و گوا هی میدهند،در صورتیکه آنها قبلاً با هم هیچگونه ار تبا طی نداشته و برای اویبن بار لحظه ای قبل و جلودرب داد گا ه با همدیگر ملا قا تس کرده اند، این شها دتی است بی اسا س و دروغین. شها دت و گوا هی با ید مطا بق اسلام وانگونه که در قرآن کریم آمده است باشد.خداوند(ج) میفر ماید:"وما شهد نا الا بما علمنا 1 " .ترجمه:"و گوا هی ندادیم جز به آنچه می دانستیم". (1- حج /30-31)(2- فتح الباری 5/261)(1- وسف/81)

(44) ساز و آواز موسیقی

 حضرت عبدالله بن مسعود(رض) شو گندم میخورد که هدف و مراد آ یه "و من النا س من یشتری طوا الحدیث لیضل عن سبیل الله 2".ترجمه:"غنأ و آ واز طرب انگیز است 3" .حضرت ابو عا مر وأ بی ما لک اشعری (رض) روایت نموده است که حضرت پیا مبر(ص) فرکودند:ترجمه:"گرو های از لامت من به وجود خواهد آمد که زنا ،ابریشم،شراب و سا ز و آوازرا حلال می پندارند1 "   حضرت انس(رض) میگوید: حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"در این امت خسف و سنگبا ران و مسخ صورت خواهد گرفت و این هنگا می خوا هد بود که شراب بنوشند و کنیز بگیرند و تا رو آلات طرل بنوازند 2".ترجمه:"حضرت پیا مبر(ص) از نواختن طبل نهی فرمودندو صدای "مزما ر(نای) را به صدای احمقا نه و فاجرانه توصیف فرمودند".علما ی متقدمین همچونا ما م احمد(رح) و غیره صراحتاً حرمت آلات لهو  و موسیفی از قبیل عود(بربط) تنبوره شیپوروسرنا ،ریا ب و سنج رل بیا نفرموده اند   " بدون تردید حدیث پیا مبر(ص) که در آن زما ن ساز وآواز منع فرکودند،آلات لهوو موسیقی وسا ز و آواز های جدیدو امروزی از قبیل کما نچه،قا نون یا (سنتور) ارگ،پیا نو،گیتار و غیره را نیز در بر میگیرد.بلکه به جرأت میتوان گفت که آلات و ابزارجدیدو مویسقی امروزی در طرب انگیزی ئ ایجا د سکر و مستی از آلات قدیمی که حرمت آن در بر خی از احا دیث بیا ن شده است .تأ ثیری مضا عف و غیر قا بل اجتنا ب دارد، حتی برخی از علما هما نند ابن قیم و غیره نوشته اند که:سکر . مستی موسیقی از سکر و مستی شراب نیز بیشترئ عمیق تر است.بدون تردید اگر آواز خواننده ها و خنیا گران و مطربه ها با موسیقی آمیخته با شد،حرمت آن شدید تر و گنا هش نیز بزرگتر میگردد.و اگز کلما ت و مطا لب سرود ترانه عا شقا نه و حکا یت عشق و دلدادگی و توصیف محا سن و زیبا ییهای جنس مخا لف با شد،مصیبت چند برابر میگردد.از اینجا ست که علما فرمودند:غنا و ترانه پیک زنا استو درقلب نفا ق ایجا د میکند وبه صورت کلی می توان گفت که ترا نه و موسیقی  از بزرگترین مضا یب و فتنه های این دوران محسوب میگردد.جای گرفتن موسیقی دربسیا ری از اشیا ء ووسا یل زندگی همچون سا عتها،زنگها،اسبا ب با زی کودکا ن ،را یا نه و تلفن وغیره بش از بیش بر این بلا و مصیبت دامن زده است.به گو نه ای که اجتنا ب و پرهیزاز آن عزمی را سخ و همتی والا می طلبد،والله المستعا ن.(لقمان/6 و ازمردم کسی است که خریدار سخنان بیهوده است تا بیدانش مردم را ازراه خداوند(ج) گمراه کنند)(3- تفسیر ابن کثیر 6/333)(1- فتح الباری 10/51)(2- السلسلة الصحیحة 2203،ترمذی ش2212)

(45) غیبت درقسمت سوم بخوانید