X
تبلیغات
رایتل
بیانگر اصول و افعال اخلاقی دین{ باورشناسی و تصوف} واکنش و توضیح مسایل سیاسی، اقتصادی، زبانی، ادبی، فرهنگی، تاریخی.....
شنبه 19 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 01:34 ق.ظ

عناوین آتی درین جزوه ی کوچک تشریح وتوضیح شده اند: 

(این جزوه که 327kbهست درسه قسمت انتشاریافته)

شرک 1

سحروغیبگوئی وطالع بینی نیزازانواع مروج شرک هستند 2

معتقد بودن به تآثیرنجوم وستارگان دروقایح زندگی مردم 3

خودنمائی درعبادت  4

بدشگونی  5

سوگندخوردن به غیرالله  6

مجالست وانس گرفتن بامنافقین وفسا 7

ترک طمأنینت(آرامش) هنگام نماز 8

بازی وحرکت زیاد هنگام نماز 9

سبقت عمدی از امام 10

خوردن پیاز,سیرویااشیائی بدبوی دیگرورفتن به مسجد 11

 زنا   12

همجنس گرائی 13

امتناع زن ازهمبستری باشوهربدون عذرشرعی 14

خواستن طلاق ازشوهربدون عذزشرعی….15

ظهار16

مقاربت دردوران قاعدگی  17

لواط باهمسر 18

بی عدالتی میان همسران  19

خلوت(تنهاماندن) بانا محرم   20

مصافحه بانامحرم21

استعمال عطروبیرون رفتن ازخانه برای زنان  22 

مسافرت بدون محرم   23

چشم چرانی  24

بی تفاوت بودن به ناموس 25

انتساب به غیرپدروانکارفرزند  26

رباخواری  27

پنهان نمودن عیوب کالادرمعامله28

بیع(معامله) نجش  29

معامله پس ازآذان جمعه  30

قماربازی   31

سرقت  32

رشوت خواری ورشوت دادن  33

غصب زمین  34

پذیرفتن هدیه برای سفارش  35

کارگرفتن ازکارگرونپرداختن مزد  36

نابرابری درعطیه وبخشش به فرزندان  37

تکدّی  38

وام گرفتن به قصد نپرداختن  39

حرام خواری40

شرابخواری حتی یک قطره  41

استعمال ظروف طلائی .نقره ای 42

گواهی دروغ 43 

سازوآوازوموسیقی 44

غیبت  45

سخن چینی  46

سرکشیدن به خانهای مردم بدون اجازه   47

نجوای دو نفردرحضورفردثالث  48

اسبال وکشیدن لباس برزمین  49

استعمال طلا برای مردان  50

پوشیدن لباسهای کوتاه, نازک وتنگ برای زنان  51

پیوندمو 52

تشبیه به جنس مخالف درپوشاک,گفتار وهیئت 53

سیاه کردن مو 54

کشیدن تصویر 55

اختلاف رویآ 56

نشستن برقبرولگدکوب نمودن آن وقضای حاجت درقبرستان 57

عدم پرهیز ازقطرات ادرار 58

گوش فرادادن به صحبتهای محرمانه وپنهانی مردم 59

اذیت وآزارهمسایه 60

بی عدالتی دروصیت  61

بازی باتخت نرد 62

نفرین کردن مومن 63

نوحه گری 64

زدن وداغ نهادن بر چهره 65

قهرکردن بامسلمان 66

مقدمه ی  مولف:

ان الحمدالله نحمده ونستعینه ونستغفره ونعوذبالله ِمن شرورانفسنا و ِمن سیئات اعمالنا من یهده الله فلا مضل له ومن یضلله فلاهادی له , واشهدان لااله اله الله وحده لاشریک له واشهدان محمداًعبده ورسوله اما بعد:

خداوند متعال کارهای رافرض نموده وبرای کسی جایز نیست که آنهارا ضایع کند وحدودی مشخص نموده که تعدی ازآن برای هیچ احدی جایز نیست وهمچنین چیزهایرا حرام گردانیده ودست یابیدن به آن جایزنیست.حضرت پیامبر(ص)  فرمودند: مااحل الله فی کتابه فهو حلال وماحرم فهو حرام وماسکت عنه فهو عافیه فاقبلوامن الله العافیه فان الله لم یکن نسیاً ثم تلاهذه الآیه وماکانه ربک نسیا ً1!. ترجمه: آنچه را خداوند (ج) درقرآن حلال گردانیده حلال ، وآنچه را حرام گردانیده برای همیشه حرام است،وآنچه ازآن ساکت مانده عافیتی است،پس عافیت خداوند(ج)  رابپدیرید،زیرا خداوند(ج)  فراموشکارنبوده. وسپس این آیه راتلاوت فرمودند:وماکان ربک نسیاً 1!.محرمات حدودالهی هستند، میفرماید:" تلک حدودالله فلا تقربوها 2"  ترجمه: این حدود ومرزهای الهی است،پس بدانهانزدیک نشوید.خداوند متعال کسیراکه ازحدود اوتعدی کند ومرتکب محرمات شود اینگونه تهدید نموده است:ومن یعصل الله ورسوله ویتعد حدوده یدخله ناراً فیها وله عذاب مهین3!ترجمه:"وآن کس مه از خداوند (ج)  وپیامبر(ص) نافرمانی کند وازمرزها (قوانین) خدادر گذرد، خداوند اورا به آتش(عضیم دوزخ) وارد میگرداند که جاودانه درآن می ماند اوراعذاب خوار کننده ای است. اجتناب از مهرمات یکی از واجبات شرعی است زیرا حضرت پیامبر (ص) میفرمایند:مانهیتکم عنه فاجتنبوه وماامرتکم به فافعلوامنه مااستطعتم 4 !ترجمه: هرآنچه شماراازآن نهی کردم وآنچه شما رابه آن امر کردم تاتوان خود آن راانجام دهید.گاه دیده ایم برخی ازهواپرستان وافرادسست عنصرکه بهره چندانی ازعلم ندارند باشنیدن محرمات آزرده شده ومیگویند:"شماچیزی باقی نگزاشتید همه راحرام کردید،ماراخسته کردید،زندگی رابرماتلخ کردید،مارابه تنگ آوردید،سخن دیگر جزحرام وناجایز برای گفتن ندارید،دین ساده است وبه این سختی که شما میگوئید نیست،خداوند (ج) غفورورحیم است".به چنین افرادمیگوییم خداوند متعال حکم میکند وکسی نیست که ازحکم ازاو خرده بگیرد واوحکیم وخبیراست هرچه رااوبخواهدحلال میگرداندوآنچه رااوبخواهد حرام قرارمیدهد.یکی ازاصول بندگی خداوند متعال این است که به حکم او کاملآ راضی وتسلیم باشیم.احکام الهی همگی ازعلم ،حکمت وعدل اوسرچشمه میگیرند وبیهوده وبی مهتوانیستند خداوند (ج) میفرماید:وتمت کلمت ربک صدقاً وعدلاً لامبدل لکلماته وهوالسمیع العلیم1 وخداوند (ج) شنوا ودانا است" ترجمه: فرمان ما صادقانه ودادگرانه انجام می پذیرد ، هیچ کس نمیتواند فرمانهای مارا دگرگون کند".خداوند متعال درقرآن کریم اساس حلال بودن وحرمت اشیاء رابیان نموده است آنچه که میفرماید:"ویحل لهم الطیبات ویحرم علیهم الخبائث 2" ترجمه:پاکیزه هارا برایشان حلال مینمایدوناپاکیهارابرآنان حرام میسازد". پس چیز های پاکیزه حلال واشیای ناپاک حرام هستند.تحلیل وتحریم تنها حق خداوندمتعال است واگرشخصی مدعی آن باشد ویامتعد باشد که کسی دیگر نیز اختیارتحلیل وتحریم رادارد،کافر گشته وازدین اسلام خارج است.خداوند متعال میفرماید:"ام لهم شرکاء شر عوالهم من الدین مالم یأ ذن به الله 1 "ترجمه: آیا آنها انبازها ومعبودهای دارند که برای ایشان دین را پدیدآورده اندکه خداوند(ج) به آن اجازه نداده است.ازاین گزشته برای همه کسی جایز نیست که درباره حلال وحرام سخن بگویند مگر علما که باکتاب وسنت آشنائی دارندوخداونمدمتعال ازسخن گفتن بدون علم درباره حلال وحرام به شدت ازسخن گفتن به شدت واکیدآ منع فرموده است آنجاکه میفرماید:ولاتقولوا لما تصف السنتکم الکذب هذا حلال.هذا حرام لتفترواعلی الله الکذب 2" ترجمه:س"وبه خاطر چیزیکه تنها بر زبان تان میرود ،.به دروغ نگوئید ،این حلال است وآن حرام ،.درنتیجه بر خدا(ج) دروغ بندید".محرمات قطعی درقرآن وحدیث بیان شده اند مثلآ این آیه که خداوند(ج) میفرماید.  "قل تعالو ا أتل تاحرم ربکم علیکم الا تشرکو ا به شیئاً وبلوالدین احساناً ولا تقتلو ا اولادکم من املاق 1"  ترجمه:"بگو :بیائید چیزحائیرا برایتان بیان کنم که پروردگار تان بر شما حرام نموده است اینکه هیچ چیزیرا شریک خدا (ج) نکنید و به پدر ومادر تان بدی نکنید وبلکه تا آنجا ممکن است به آنان نیکی کنید و فرزندان خودرا از ترس فقر وتنگدستی مکشید".در احادیث نیز بسیاری از محرمات بیان شده است مانند اینکه حضرت محمد(ص) میفرماید:"خداوند (ج) شراب ،مردار، خوک و بتها را حرام گردانیده است 2"ونیز میفرماید :هرگاه خداوند(ج) چیزراحرام گردانید پول بدست آمده ازآن،نیزحرام میگردد 3" گاهی دربرخی ازآیات محرماتی ازیک نوع ذکرمیگردد مانند اینکه خداوند(ج)  خوراکیهای حرامرادرآیه ای ایگونه ذکرنموده است"حرمت علیکم المیتت والدم ولحم الخنزیروما أهل لغیرالله به والمنخنقت والموقوذت والمتردیت والنطیحت ومااکل السبع الا ماذکیتم وماذبح علی النصب وأن تستقسموا بالازلام 4"ترجمه:"برشما حرامگردیده (خوردن گوشت) مردار،خون،گوشت خوک،حیواناتیکه به هنگات ذبح غیز خدا برآنها برده شودوبه نام دیگران سربریده شوند،حیواناتیکه خفه شده اند،حیواناتیکه باشکنجه کشته شده اند،آنهائیکه از بلندی پرت شده وترده اند،آنهائیکه برآثرشاخ زدن حیوانات دیگرمرده اند،حیواناتیکه درنده گان ازبدن آنها چیزی خورده وبدان سبب مرده اند،مگراینکه (قبل ازمرگ بدانها رسیده)وآنهاراسربریده باشید،حیواناتیکه برای نزدیکی به بتان قربانی شده اند،وبرشما حرام است که که باچوبه های تیر به پیشگویی پردازیدوازغیب سخن گوئید".ودرآیه دیگری زنها ئیراکه نکاح با آنان حرام است اینگونه بیان کرده است:"حرمت علیکم امهاتکم وحالاتکم وبنات الاخ وبنات الأخت وأمهاتکم الاتی ارضعنکم واخواتکم من الرضاعت و أمهات نسائکم 1"ترجمه:"حرام کردهشده برشما مادرانتان،دخترانتان،خواهرانتان،عمه هایتان،خاله هایتان،برادرزاده گانتان،خواهرزادهگانتان،مادرانی که برشماشیرداده اند،خواهررضائی تان،مادران همسرتان".ودرجایی دیگرمعاملات حرام رابیان نموده وفرموده است:"واحل الله البیع وحرم الربوا  2 "ترجمه:"حلال کرده است خداوند(ج) سوداگری را وحرام گردانیده است سودرا 1 "خداوند مهربان چیزهای پاکیزه گوناگون وبسیاری را برای ما حلال گردانیده است وبه علت کثرت آنها برنشمرد.اما چونکه مهرمات محدود واندک هستند آنهارابرشمرده ومفصلاً بیان نموده است تاآنهارا بشناسیم وازآنها پرهیزنمائیم.وقد فصل لکم ماحرم علیکم الا ما اضطررتم الیه  1" خداوندمتعال میفرماید:ترجمه:"وحال آنکه به تفصیل بیان کرده است برای شما آنچه بر شما حرام ساخته شده است".اما چیزهای پاکیزه رااجمالاً حلال قرارداده وفرمود:یا ایهاالناس کلوا ممافی الارض حلالاً طیباً  2 "ترجمه:ای مردمان بخورید حلال پاکیزه راازآنچه درزمین است،وپیروی مکنید گامهای شیطانرا ".خداوند متعال بنابه رحمت خویش اباحت وحلال بودن اشیاء را اصل قرارداده مگراینکه دلیلی برتحریم آن یافته شودواین نشانه کرم وسهل گیری خداوند(ج) نسبت به بنده گان است، پس برمالازم است که ازاواطاعت کنیم ستایش وسپاس ویرا بجاآوریم.

 برخی مردم برگونه ای هستند که اگرمهرمات برآنها شمرده وبا تفصیل بیان شوند ازاحکام شرعی به تنگ میایند،این نشانه ضعف ایمان واندک بودن درک وفهم دینی آنان است، آیا برای اینکه قانع شوند که دین آسان است ،می خواهند که تمامی انواع چیزهای حلال برایشان برشمرده است؟ آیا میخواهند که تمامی طیبات وانواع چیزهای پاکیزه فهرست وار برایشان برشمرده شود، آنگاه باورمیکنند که دین زندگی آنان راتلخ ومکدرنساخته است؟ آیا میخواهند که به آنان گفته شود گوشت شتر،گاو،گوسفند،خرگوش،آهو،بزکوهی،مرغ،کبوتر،اردک،مرغابی وشترمرغ،وغیره حلال است؟  ملخ وماهی خودمرده حلال است؟تره بار،سبزیجات،میوه جات وسایر حبوبات مفید حلال است.آب،شیر،عسل،روغن وسرکه حلال است.نمک ودیگر ادویه جات حلال است،استفاده ازچوب،آهن،شن،سنگ،پلاستیک،شیشه وکائوچو حلال است.سوارشند برحیوان ،ماشین،قطار،کشتی وهواپیما حلال است.استعمال کولر،یخشال،لباس شوئی،آسیاب، چرخ گوشت،آب میوه گیری وسائر ادوات وابزار طبی،هندسی،حساب،رصد وفلکی،ساختمانی واستخراج آب ونفت معادن،تصفیه وشیرین کردن آب،چاپ ورایانه،وغیره حلال است.پوشیدن لباسهای کرباس،کتان،پشم،مووپوستهای،پاک،نایلونوغیره،حلال اند.نکاح،خرید وفروش،کفالت،حواله،اجاره،حرفه ها وشغلها همچون نجاری،آهنگری،میکانیکی،چوپانی حلال است.آیا اگر بخواهیم همه چیزهای حلال رابشماریم به پایانی خواهیم رسید؟ پس چرااینگونه افراد متوجه نیستند؟اما اینکه میگویند دین ساده است،حقیقتی است که میخواهندازآن سوء استفاده کنند،معنای ساده بودن دین این نیست که احکام دین مطابق میل وخواسته ها وهوای نفس آنان باشد،بلکه بخاطراحکام ساده ورخصتهایی که درشریعت اسلامی وجوددارد،پس ارتکاب محرمات به بهانه ساده بودن دین باعمل کردن بررخصتهای شرعی تفاوت بسیار دارد،رخصتهای همچون جمع وقصر نماز وروزه نگرفتن درصفر،مسح برموزه برای مقیم یک شبانه روز وبرای مسافر سه شبانه روز، تیمم هنگام عزر قدرت استعال آب،جمع خواندن نماز هنگام بیماری ویا باران،نگاه کردن به زن بیگانه برای کسیکه قصدازدواج باوی دارد،بختیار داشتن درادای کفاره یمین باآزادی غلام یا اطعام( 10) مسکین ویاپوشاک داده به آنها،خوردن مردار هنگام اضطرارورخصتها  وتخفیفهایی ازاین قبیل.ازاین گزشته مسلمان باید بداند که تحریم محرمات حکمتهای نیزدارد مثلاً اینکه خداوند(ج) بدین وسیله بندگانش را می آزماید که چگونه عمل میکنند وافراد مطیع وفرمانبردارازافرادعاصی وسرکش شناخته شوند.  یکی از ویژه گیهای بهشتیان راازجهنمیان متمایز میسازد این است که جهنمیان  بر شهوات و خواهشات نفسانی که جهنم را پوشانیده اند عمل کردند، اما بهشتیان سختیهائیراکه بهشت راپوشیده اند عمل نموده اند واگر این امتهانوآزمایش نمیبود افراد فرمان بردارازافرادعاصی وسرکش مشخص نمیکردید، مومنان سختی تکالیف رابادیده احتساب وامید پاداش می نگرند وبه خاطررسیدن به رضای الهی بردستورات شرعی عمل مینمایند وبدین طریق تک الیف برآنها آسان میگردد،اما منافقان بادیده تأسف رنج ونارضایتی به احکام می نگرند بدین جهت تکالیف واحکام شرعی برآنانگران می آید وبندگی برایشان شخت میگردد.مومن مطیع باترک مهرمات به حلاوتی وصف ناشدنی دست می یابد زیره هرگاه شخصی به خاطر خداوند(ج) چیزیرا ترک نمایدف خداوند(ج) درعوض به اوچیزی بهتر وباارزشترعنایت میکندوحلاوت ایمان رادرقلبش حاساس مینماید.خواننده گرامی دراین رساله شماری ازمحرماتیراخواهدیافت که درشریعت اسلامیحرام قرارداده شده است،ودلیل تحریم آنهارانیز ازکتاب وسنت آورده ام،واین محرمات ازاعمالی است که متأسفانه درمیان مسلمانان رواج یافته وارتکاب به آنها عام گشته است وتنها هد فهم ازبیان این امور خیرخواهی ونصیحت است،ازخداوند متعال میخواهم که من وبرادران خواهران مسلمانم راهدایت کند وبه همه توفیق دهد که برحدود الهی بایستیم وازآن تجاوزننماییم وماراازمحرمات وسیئات مهفوظ بدارد،بیگمان او بهترین محافظ وارحم الراحمین است.    

بااحترام محمدصالح المنجد

(1)شرک

شرک برترین امرحرام درشریعت است،زیرا حضرت ابی بکر (رض)   میگوید:حضرت پیامبر(ص) (تا سه بار) فرمودند:آیا شماراازبزرگترین گناه کبیره آگاه نسازم،گفتیم:بلی یارسول الله ایشان فرمودند:(آن برترین گناه کبیره)  شرک به خداوند است 1" هرگناهیرا امکان دارد که خداوند(ج) مغفرت نماید مگرشرک را وآن نیازبه توبه ویژه دارد.خداوند متعال میفرماید:"ان الله لا یغفران شرک به ویغفر مادون ذلک لمن یشاء 2"ترجمه:"خداوند هرگونه شرک رانمی بخشد وپایین ترازآن رابرای هرکس بخواهد می بخشد".برخی ازانواع شرک به گونه ای است که انیانرا بکلی ازاسلام خارج میگرداند واگر شخصی  برآن حالت بمیرد،بی تردید جاودانه درجهنم میماند. (1- متفق علیه،بخاری ش2511)  ( 2- نساء/48)

(2)سحر وغیبگوئی وطالع بینی نیز ازانواع مروج شرک هستند

سحرکردن کفرویکی ازهفت گناه مهلک وضررمحض است که سودی دربرندارد خداوند متعال درباره آموختن آن میفرماید:ویتعلون مایضرهمولاینفعهم  1. ترجمه:" وآنچه را که می آموختند به آنان زیان می رساند وبه آنان سود نمی بخش"د.  ونیز میفرماید: ولا یفلح الساحر حیث اتی 2.ترجمه: وجادوگرها هرجاکه برونددرستگار نمیشوند.کسیکه به سهردست یابد کافراست خد اوند (ج) میفرماید: وماکفر سلیمانولکن الشیاطین کفروایعلمونالناسالسحروماانزل علی الملکین ببابل هاروت وماروت ومایعلمان من احد یقولاانما نحن فتنته فلا تکفر"ترجمه:  سلیمان کفر نورزید بلکه شیاطین کفرورزیدند به مردم جادومی آموختند و(نیزاز)آنچه دربابل بردوفرشته هاروت وماروت فروفرستاده شدو (وآن دوفرشته) به هیچکس (جادو)نمی آموختند مگرآنکه میگفتند ما تنها(مایه)آزمونی هستیم پس (با به کارگیری جادو کافر مشو ).حکم ساحر قتل وکسبش حرام وپلید است، افزاد جاهل وستم و آنانکه ایمان شان ضعیف است ، به منظورانتقام گیری وتعدی تجاوز برافراد ، نزد ساحران میروند ومردم راسحر میکنند برخی ازمردم باپناه بردن به ساحران برای بازکردن سحرنادانسته مرتکب کار حرام میگردند.درچنین مواردی برآنان لازم است تابه خداوند(ج) پناه ببرند وباخواندن قرآن کریم وسورهای همچو معوذات وغیره طلب شفا نمایند.اگر غیب گو وطالع بین ادعای دانستن غیب راداشته باشند آنان نیز مرتکب کفرشده اند، کسی غیراز الله (ج)غیب رانمیداند.  بسیاری ازآنان بافریب وتزویر اموال افراد سا ده لوح راازچنگشان درمی آورند وبرای این کار وسایل بیشماری را بکار میگیرند مانند خط کشیدن برریگ،خواندن بر کف دست، ویادر فنجان وشیشه وآیینه وغیره واگریک مرتبه راست بگویند 99باردیگردروغ میگویند،اما افراد غافل وساده لوح تنها همان یک موردراکه سخن این دروغ پردازان راست ازآب درآمده است ملاک قرارمیدهند وبرای آگاهی ازآینده وسعادت ویاعدم موفقیت خویش درامرمزدواج ویاتجارت وپیدا نمودن اشیای گمشده  وغیره به آنها رجوع میکنند.واگرکسی نزدآنان برود وگفته هایش راتصدیق کند کافروازدین اسلام خارج خارج میگردد زیرا حضرت پیامبر(ص) فرمودند:هرکس نزد طالع بین ویاکاهن برود وگفته هایش راتصدیق کند،آنچه برمحمد(ص) نازل کشته کفرکرده است1 واگرکسی نزدآنان بروداما ادعای آنان مبنی بر دانستن غیبرا تصدیق ننماید وتنها برای تجربه نزدآنان برود،کافرنمیگردد البته تاچهل روز نمازش پزیرفته نمی شود.زیرا حضرت پیامبر(ص) فرمودند هرکس که نزد طالع بینی برودوازاو مسله ای بپرسد تا 40 شب نماز اوپزیرفته نمی شود 2 البته باوجود این،بازهم نمازبالای وی فرض میباشدوبرم اولازم است که توبه کند. 

(1- یونس/59 )    ( 2- بقره/102)( 1- مسند احمد2/429)   ( 2مسلم4/1751)

(3)معتقد بودن به تاثیر نجوم وستاره گان دروقایح وزندگی مردم

حضرت زید بن خالد جهنی(رض) میگوید:حضرت پیامبر(ص) در حد یبیه نماز صبح راباما خواند. شب درحد یبیه باران آمده بود- حضرت پیامبر(ص) پس ازنماز روبه مردم نموده وفرمودند:آیامیدانید خداوند(ج) چه فرمود؟ مردم گفتند الله ورسوله اعلم فرمودند(خداوند(ج)میگوید) برخی ازبنده گا نم به من مومن وبرخی دیگر کافر هستند،هرکس که گفته،به فضل ورحمت خداوند(ج)برما باران فرمودآمداوبه من ایمان داردوبه ستاره گان کفرکرده است وهرکس که گفته براثر فلان و فلان ستاره باران فرودآمد به من کفر کرده وبه ستاره گان ایمان آورده است 1 ".همچنین رجوع کردن به جدولها بخت آزمایی وتستهای فال که دربسیاری روزنامه ها ومجلات وجوددارد،همین حکم رادارد، واگرکسی به تأثیر آن معتقد باشد شرک کرده است واگر تنها به قصد تسلی خاطر آنرا بخواند،بازهم گناهکار میگردد وتسلی یافتن با خواندن شرک جایز نیست،ونیز امکان دارد که شیطان اورابه معتقد بودن به آن سوق دهد که درآن صورت به شرک مبتلا میشود.اعتقاد داشتن به اینکه برخی ازاشیاء نفع میرساند وحال آنکه خداند(ج)درآن اشیاء هیچ تأثیری نگزاشته است شرک است.آنگونه که برخی مردم به پیروی ازگفتار افرادی  کاهن ساحر و یاباورهای که آباء واجداد به ارث برده اند درباره تعویذات شرک آمیز وانواع مهره ها ویا حلقه های فلزی وغیره اعتقاد دارند وآنهارابرای دفع زخم چشم برگردن خود ویا درماشینها ویا خانه های خویش آویزان میکنند ویا اینکه انگشترهای با نگینهای گوناگونی بدست میکنند واعتقاد دارند که این امور بلا رادفع میکند. وبی تردید این امر منافی توکل بر خداوند متعال میباشد وارمغانی جز سستی برای انسان نداردبه نوع تداوی ومعالجه بوسیله حرام محسوب میگردد و بسیاری ازاین تعویذات شرک آمیز میباشند ودرآنها از شیاطین وجنها استمداد شده ومشتمل  بر خطوط ورسومی گنگ ونوشتهای نا مفهوم هستند ، وبرخی ازاین شعبده بازان آیاتی از قرآن را باشرک آمیخته ومی نویسند وبرخی دیگر آیات قرآن را به وسیله نجاسات وخون قاعده گی می نویسند ، آویزان کردن این تعویذ ها وبستن آن بربدن حرام است  زیرا حضرت پیامبر(ص) فرمودند:هرکس که تمیمه ای بیاویزد شرک کرده است 1".هرکس این کارها را به این اعتقاد که ذاتاً نفع وضرری می رساند انجام دهد مرتکب شرک اکبر گشته است واگرآنها را اسبابی برای نفع وضرربداند وحال آنکه  خداوند(ج) آنهارا سبب قرارداده اند ،مرتکب شرک اصغر شده اند واین ازجمله شرک فی الاسباب محسوب میگردد. (1- فتح البا ری2/333)(1-مسند احمد4/156)

(4)خود نمایی درعبادت

یکی ازشرایط پذیرفتن عمل صالح این است که ازریا و خود نمایی پاک وطبق سنت باشد هرکس به منظور خودنمایی بادت کند مرتکب شرک اصغر گشته است وعملش تباه ونابود میگردد،مانند کسیکه برای این نماز بخواند که مردم اورا ببیند،خداند(ج) میفرماید:ان المنافقین یخادعون الله وهوخادعهم واذاقاموا الی الصلات قامو اکسالی یراء ون الناس ولا یذکرون الله الا قلیلاً 1 " ترجمه:بی شک منافقان با خداوند(ج) نیرنگ می ورزندواو(خداوند(ج) هم درنیرنگشان) تدبیر میکند وچون به نماز بر خیزند،سست وبی حال به نماز می ایستندجلوه فروشی میکنندوخداوند(ج) را جز اندکی یاد نمیکنند.وهمچنین است کسیکه  که برای کسب شهرت وآواز نماز میخواند اونیز درشرک افتاده است وبرای چنین افرادی وعید آمده است آنگونه که در حدیث ابن عباس(رض) آمده است که حضرت پیامبر(ص) فرمودند: هرکس به قصد شهرت کاری انجام دهد خداوند(ج) رسوایش میکند ، گرفتار میکند که باعث عبرت دیگران وشادمانی دشمنانش گردد 2" وهرکس که عبادتی انجام دهد ودرقصدش مردم رانیز شریک بگرداند عملش تباه گشته است.آنگونه که در حدیث قدسی آمده است که خداوند(ج) میفرماید: من بی نیازترین شرکا از شرک هستم هرکس عملی انجام دهد ودرآن کسی دیگر رابامن شریک بگرداند من اوراترک نموده وبه شرکش وامیگزارم 2" .اگر کسی ازابتداء عمل راخالصانه  برای خداوند(ج) شروع نمود وسپس برآن ریا وخودنمایی طاری گشت، دراین صورت اگرازوجودریا ناراحت شود وباآن مجاهده کندوآنرادفع کند ،عملش صحیح وپذیرفته است واگربه آن شادمان وراضی گشت ،اکثر اهل علم معتقد به بطلان عمل وی هستند.(1- نسااء /142، تمیم: تعویذ، حرز،مهره یا طلسمی که به گردن طفل آویزان کنند برای دفع بلا وچشم زخم فرهنگ عمید)(2- مسلم 4/2289)(3- مسلم ش:2985)

(5)بد شگونی

وآن عبارت ازفال بد وشوم خداوند(ج) میفرماید: فاذا جاءتهم الحسنت قالولنا هذه وان تصبهم سیئت یطیرً وابموسیومن معه 1.ترجمه: "پس چون خوشی به آنان روی می آورد ، میگفتند :این سزاوارماست واگر گزندی به آنان میرسید به موسی و کسا نیکه با اوبودند فال بد میزدند".عربها عادت داشتند که هرگاه کسی می خواست به سفر  برود پرنده ای میگرفت وسپس آنرا رها میکردند ، اگر پرنده به سمت راست پرواز میکرد نیک فالی میگرفت  وبه سفر میرفت واگر پرنده به سمت چپ پرواز میکرد بد فالی میگرفت وازرفتن به سفر باز می آمد، حضرت پیامبر(ص) در حدیثی حکم این عمل را این گونه بیان فرموده اند: "بدفالی وبد شگونی شرک است".یکی از موارد این اعتقاد حرام ومنافی کمال توحید ، بد فالی به ماهها، روزها واعداد است مانند ازدواج نکردن درماه صفر واعتقاد به نحس بودن آخرین چهارشنبه هرماه ویا عدد 13 ویا بد فالی به اسمها وافراد معلول.مانند اینکه شخص به قصدبازکردن مغازه ازمنزل خارج میشود ودرراه باشخص نابینا دچار میشود وازآن فال بدمیگیرد ودوباره به منزل برمیگردد، واموری دیگر ازاین قبیل ،این چنین موارد همه حرام شرک هستند.حضرت پیامبر(ص) ازچنین افراد برائت جستند، عمران بن حصین(رض) روایت نموده است که حضرت پیامبر(ص) فرمودند: "هرکس فال بگیرد ویا برای او فال گرفته شود ویا غیبگویی کند ویا اینکه برایش غیب گفته شود ویا سحر کند ویا کسی دیگر به نفعش سحر کند، ازماه نیست 1".واگر مرتکب چنین کاری شد کفاره اش آن چیزی است که در حدیث حضرت عبدالله بن عمرو(رض) ذکر گردیده است.وی میگوید:حضرت پیامبر(ص) فرمودند :هرکس که فال،اوراازانجام کاری بازدارد،شرک کرده است،گفتند:یارسول الله کفاره چیست؟ فرمودند:کفاره اش ایت است که بگوید"اللهم لا خیرالا خیرُک ولا طیر الا طیرک ولا اله غیرُک 2".بدفعالی ازطبیعت دل است وبهترین علاج آن توکل بر خداوند متعال است آنگونه که حضرت عبد الله بن مسعود(رض) میگوید:چنین خیالاتی در قلوب همه ما پدیدار می آید اما خداوند(ج) به ویسله توکل آنرا ازبین میبرد(1-اعراف /131)(1- معجم ابکیر طبرانی 18/162)(-2 مسند احمد 2/220)(1- ابوداود ش 3910)

(6) سوگند خوردن به  غیرالله(ج)

خداوند(ج) به هر مخلوقی که بخواهد سوگند یاد میکند اما برای بندگان جایز نیست که به چیزی غیر ازالله(ج) سوگند بخورنداما متأ سفا نه سوگند به غیرالله(ج) برزبانی بسیاری ازمردم جاری است،سوگند نوعی تعظیم است وبرای غیر الله(ج) جایز نیست،ازحضرت عبدالله بن عمر(رض) روایت شده است که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"آگاه باشید خداوند(ج) شمارا ازاینکه به پدران خودسوگندبخورید نهی کرده است هرکس سوگند میخورد باید بنام الله(ج) سوگند بخورد وگرنه ساکت بمتاند 3".ونیز از حضرت عمر(رض) روایت است که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرکس به غیر الله(ج) سوگند خورد شرک کرده است 3" وحضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرکس به امانت سوگند خورد ازما نیست 4".سوکند خوردن به کعبه،امانت،شرف،کمک،برکت فلان،جان فلان،جان نبی ویا ولی،پدران ومادران، وبه سر فرزندان جایز نیست وهمه این حرام است وهرکس که مرتکب چنین کاری شد،همانگونه که در حدیث آمده کفاره اش این است که بگوید:"لا اله الا الله" در حدیثی صحیح آمده :ترجمه:"هرکس به لات وعزی سوگند خورد(برای کفاره آن) باید بگوید"لا اله الا الله 1".همچنین الفاظ شرک آمیز وحرام دیگری وجوددارد که اززبان بسیاری مردم شنیده میشودما نند :"به خدا پناه میبرم"توکل من به خدا وتوست"این از جانبخدا و تو است"کسیرا جزخداوتو ندارم"درآسمان خدا ودرزمین تنها تودارم"اگر خدا وفلانی نمی بود"من ازاسلام بیزارم"خواست طبیعت این بود که"زمانه چقدر نامرد است"(وهمچنین هر عبارتیکه مشتمل بر نوعی دشنام به زمانه باشدمانند:"این زماده بدی است"این ساعت(زمان) نحسی است"زمانه فریبکار است"وغیره زیرا دشنام به دهر وزمانه به خداوند(ج) که خالق زمان است برمیکردد) ونیز واژه ها وعبارت نوینی که مخالف توحید هستندمانند:سوسیالیسم اسلامی،دمکراسی اسلامی،خواست ملت ازخواست پروردگار است،دین ازآن خداووطن مال همه است،بنام عربیت(قومیت عربی)به نام انقلاب.وهمچنین است اطلاق الفاظی مانند ملک الملوک(شاهنشا ه) والفاظی شبیه این بر شخصی ازافراد بشرمانندقاضی القضا ة ونیز بکاربردن لفظ سید(ویا معادل آن از زبانهای دیگر) برای فردی منافق وکافر ونیز حرف"لو" که بر ناراضگی،پشیمانی وحسرت دلالت دارد وراه را برای شیطان باز میکند ونیز اینگونه دعاکردن که: "اللهم اغفرلی ان شئت" ترجمه:(وپروردگارا اگرمیخواهی مراببخش)(2- فتح الباری 11/530) (3- مسند احمد2/152)(4- ابوداود ش 3252) (1- فتح الباری 11/536)(2- روش صحیح این است که میان این جملات لفظ"سپس"به کار برده شود مثلاً بگوید اعتمادم به خداوند(ج)است وسپس به تو(ز))(1- برای آگاهی بیشتر، نگاه معجم المنافی الفضیة از شیخ بکر ابوزید)

(7) مجالست وانس گرفتن با منافقین وفساق

بسیا ری ازافزادی که ایمان دردلهای شان رسوخ نکرده با اهل فسق و فجور وچه بسا با کسی که به شریعت الهی طعن میکنندودین اسلام واولیا ءالله را به استهزاء می گیرند،هم مجلسی و نشست وبرخاست می  کنند،بی تردید این عمل حرام است وموجب قدح وتردید درعقیده میگردد،خداوند(ج) میفرماید:"واذا رأیت الذین یخوِ ضون فی آیاتنا فأ عرض عنهم حتی یخوِ ضوافی حدیثِ غیره واما ینسینک الشیطان فلا تقعد بعد الذکری مع القوم الظالمین 2"ترجمه:"وچون آن ان را بینی که درآیات ما (به فصد طعن) به کندوکاو می پردازند ازآنان روی بگردان تاآنکه درسخن غیرازآن پردازند واگر شیطان تورا به فراموشی اندازد،بعد ازیادآوردن با کروه ستمکاران منشین" پس در چنین موارد نشستی با آنها  جایز نیست گرچه از خویشاوندان نزدیک هم باشد وجمعشان با صفا وسخنان شان جذاب باشد،مگر برای کسیکه هدفش دعوت آنان ویا پاسخ دادن به اعتراضات باطل آنان باشد نه رضا وسکوت،خداوند(ج) متعال میفرماید:"فان ترضوا عنهم فان الله لا یرضی عن القوالفاسقین 1"ترجمه:"پس اگر ازآنان خشنو.د گردید (بدانید) که خداند از گروه فا سقان راضی نمیباشد" (2- انعام/ 68)(1- توبه 1/96)

(8) ترک طمأنیت(آرامش) هنگام نماز

یکی از بزرگترین انواع سرقت،ازنماز است،حضرت پیامبر(ص) فرمودند: ترجمه:"بدترین دزد کسی است که ازنماز خود چیزی بدزد،گفتند:یارسول الله چگونه شخصی ازنماز خود می دزد،فرمودند:رکوع وسجود آنرا کامل نمیکند 2".ترک آرامش وعدم استقرار کمر(ستون فقرات) هنگام رکوع وسجود وراست نکردن کمر پس از بلند شدن رکوع ومیان دوسجده ازمواردی است که ازنمازگزاران زیاد به چشم می خورد وبه گونه ای که هیچ مسجدی ازچنین افرادی خالی نیست،طمأ نینه درنماز رکن است ونماز بدون آن صحیح نیست واین امر بسیار خطیری است.

حضرت پیامبر(ص) فرمودند: ترجمه:"تاهنگامیکه کمر شخص دررکوع وسجود راست نباشد نمازش درست نیست 1"بدون تردید این امری است ناگوار ومرکب آن مستحق زجر ووعید میباشد.

حضرت ابی عبد الله الا شعری می گوید:ترجمه:حضرت پیامبر(ص) پس ازنماز باجمعی ازاصحاب در مسجد نشستند،(به گونه ای عجولانه) رکوع میکردوهنگام سجده مانند(خروس به زمین) نوک میزد،حضرت پیامبر(ص) فرمودند:آن مردرا می بینی؟ هرکس درچنین حالتی  بمیردبردین غیر از دین محمد(ص) مرده است درنماز همانندکلاغی که به لخته ای خونی نوک میزند،سجده میکند،مثال کسیکه (عجولانه) رکوع میکند درسجده نوک میزندمانند کسی است که گرسنه است اما باوجوداین یک یا دودانه می دهد 2"(آیا گرسنگی اورا دفع میکند؟) زید بن وهب میگوید:حضرت حذیفه(رض) مردی را دید که رکوع وسجود راکامل نمیکرد،فرمودند:"تونماز خواندی واگر دراین حال بمیری بر فطرتی غیر از آنچه خداوند(ج) به محمد(ص) بخشیده است،می میرید 1".برای کسیکه طمأ نینه وآرامش را درنماز ترک نموده هرگاه از حکم آن آگاه باشد مناسب است که فرض همان وقت را اعاده کند وازگزشته خویش توبه نماید واعاده نمازهای سابق بر عهده اولازم نیست آنگونه از حدیث(ارجع فصف فانکم لم تصل) فهمیده میشود. (2- مسند احمد5/310)(1- ابوداود1/533)(2- صحیح ابن خزیمه1/332)(1- فتح الباری 2/274)

(9) بازی وحرکت زیاد هنگام نماز

این آفتی است دیگر که تعداد بی شماری ازنماز گزاران به آن مبتلا هستند چه آنها امر الهی را متثال ننموده اند آنجاکه میفرماید:"وقوم.الله قافقین 2"ترجمه:"وبرای خداوند(ج)فروتنانه ب(به عبادت) بایستید"ونیز به این آیه نیاندیشیده اند که میفر ماید:"قد افلح المومنیون الذین هم فی صلا تهم خاشعون 2"ترجمه:"به راستی مومنان رستگار شدند،همان کسانیکه درنمازشان فروتنند".هنگامیکه که درباره صاف نمودن خاک موضع سجده درنماز حضرت پیامبر(ص) پرسیده شد،فرمودند:ترجمه:"هنگامیکه نماز میخوانی به خاکها دست مکش واگرچاره دیگر نبود فقط یکبار این کاررانجام بده 1"اهل علم گفته اند که حرکات زیاد ومتوالی بی موردنمازرا باطل میکند په رسد به این که افرادی درنماز بازی میکند،و باوجود اینکه به بارگاه خداوند(ج) ایستاده اند به ساعت خود نگاه میکنند ویا لباس خودرا راست میکنند ویا انگشت در بینی فرومیبرند وراست وچپ به سوی آسمان نگاه میکنند وازاین نمی ترسند که بینایی چشمانشان گرفته شود 2 ویا اینک شیطان نمازشانرا برباید.(2- بقره/ 238)(3- مومنون/201)(1- ابوداود1/581)(2- این مطلب در حدیث آمده است(مترجم))

(10) سبقت عمدی ازامام

عجله ازسرشت انسان است خداوند متعا ل میفرماید:"وکان الانسان عجولاً 3"ترجمه:"وانسان شتابکار است".تأ نی از الله(ج) وعجله از شیطان است 4 افراد بسیاری دیده میشوند که هنگام نماز با جماعت دررکوع وسجود وعموماً در تکبیرات انتقال(ازرکن وحالتی به رکن دیگر) وحتی در سلام از امام سبقت میگیرند،این امر که نزد بسیاری ازمردم مسا له ای بی اهمیت وپیش پاه افتاده است درموردآن ازحضرت پیامبر(ص) وعید سختی واردشده است آنگاه فرمودند: ترجمه:"مگر کسی که قبل ازامام سررابلند میکندازاین نمی ترسدکه خداوند(ج) سراورا به سر الاغی تبدیل نماید 1"باید اندیشید که هنگامیکه از نماز گزاراخواسته شده که هنگام رفتن به مسجد وقار وآرامش خود را حفظ نماید پس در هنگام نماز، حکم چه خواهد بود.برخی دیگر ازمردم ازامام زیاد عقب میمانند،باید دانست که فقها دراین مورد ضابطه خوبی ذکر کرده اند وآن اینکه وآن اینکه مقتدی پس ازپایان تکبیر امام شروع به حرکت کند(وبه رکن دیگر منتقل) شودیعنی هرگاه امام حرف"راء" الله اکبر راتلفظ نمود، مقتدی شروع به حرکت کند،نه قبل ازآن حرکت کند ونه ازآن تأ خیر نماید وبه اینگونه این امر منضبط ومنظم میکردد،اصحاب حضرت پیامبر(ص) کاملاً حریص ومواضب بودند که مبادا از ایشان سبقت بگیرند،حتی یکی از اصحابف حضرت براء بن عازب میگوید:اصحاب پشت حضرت محمحد(ص) نماز می خواندند وهنگامیکه ایشان سرراازرکوع بلند میکردند،کسی دیده نمیشد که (برای رفتن به سجده) کمرش راخم کند،تا اینکه حضرت پیامبر(ص) پیشانی خویش رابه زمین میگزاشتند.آنگاه اصحاب درپی ایشان به سجده می افتادند 1" وهنگامیکه حضرت پیامبر(ص) سالخورده شدند ودرحرکات ایشان (هنگام نماز) نوعی کندی پدید آمداصحاب را که پشت ایشان نماز میخواندند گوشزدنموده وفرمودند:ای مردم وزن سنگین شده (وپیر شده ام) پس مواضب باشید که در رکوع وسجود ازمن سبقت نگیرید 2".وامام نیز در تکبیر گفتن هنگام نمازبادر ازسنت حضرت پیامبر(ص) که در حدیث حضرت ابوهریره(رض) آمده پیروی کند، وی میگوید:ترجمه:"حضرت پیامبر(ص) درنماز همگامی که بر میخواستندتکبیر می گفتندوسپس هنگامیکه به رکوع میرفتندوسپس هنگامیکه به سجده میرفتندوسپس هنگامیکه سر از سجده بلند مسکردندوسپس هنگامیکه دوباره به سجده میرفتندوهنگامیکه سر ازسجده بلند میکردندوسپس تاپایان نماز به اینگونه عمل میکردندوهنگا میکه از قعده اول بر می خواستندتکبیر میگفتند 3".پس اگر امام همرا وهمزمان با حرکت(به رکن دیگر) تکبیر بگویدومقتدیها برخودلازم بگیرند که بر کیفیت سابق عمل کنند امر نماز جماعت اصلاح وانتظام می یابد. (3- اسراء/11)(4- بیهقی،السنن الکبری 10/104)(1- مسلم1/320،321)(3- بخا ری ش:756)(1- مسلم ش:474)(2- رواح البیهقی 2/5وارواء الفیل 2/290)

(11) خوردن پیاز،ویا اشیای بدبوی دیگر ورفتن به مسجد

خداوند متعال میفرماید:ویا بنی آدم خذوازینتکم عنوکل مسجد 1"ترجمه:"ای فرزندان آدم، درهر نماز زینت خودرابرگیرید".حضرت جابر(رض) میگوید:حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:" هرکس سیر ویا پیاز خورد پس باید ازما کناره بگیرد،ویا اینکه فرمودند:از مسجد ما کناره بگیردودرخانه خود بنشیند 2".ودر روایت مسلم آمده است که:هرکی که پیاز،سیر وتره خورد پس به مسجد ما نزدیک نشود زیرا فرشتگان نیز از بوهای که بنی آدم اذیت میشود،اذیت وآزار میشوند 3".حضرت عمر(رض) دریکی از خطبه های خود درروز جمعه کفتند:ترجمه:" شما ازاین دو سبزی (پیاز و سیر) که به نظر من پلید اند می خورید،من رسول الله(ص) رادیدم که هرگاه شخصیکه پیاز خورده بود به مسجد می آمد،دستور میدادند که اورا ازمسجد بیرون کنندوبه "بقیح" ببرند،پس هرکس پیاز وسیر میخورد بوی آنها را با پختن کاملاً خنثی بسازند 4".افرادیکه پس از اتمام کارهای روزانه خویش مستقیماً به  به مسجد می آیند وبا بوی بد عرق  وجورابهای خویش موجب  آزار مردم میگردند،این باب وبحث شامل آنان نیز میگردد.وسپس  وارد مساجد می شوند وبندگان خدا(ج) فرشتکان ونماز کزاران را اذیت وآزار میکنند.(1- اعراف /31)(2- فتح الباری 2/339)(3- مسلم 1/395)(4- مسلم 1/ 396)

(12) زنا

چون یکی از مقاصد شریعت حفظ حیثیت ونسل بشری  است، زنا را حرام گردانیده است .خواوند متعال میفرماید:ولا تقربو االزنی انه کان فاحشة وساء سبیلا 1"ترجمه:"وبه زنا نزدیک مشوید،چراکه آن ناشایستگی وبد راهی است".بلکه از این هم فراتر،شریعت بادستوردادن به حجاب وفرو انداختن چشم وحرام قراردادن خلوت  وانها ماندن با زن بیکانه وغیره تمامی راه های را که به زنا منتهی میگردد مسدود کرده است.زنا کار متأ هل در شریعت اسلامی به شنیع ترین  وشدید ترین وجه عقوبت،که همان سنگباران است عقوبت میگردد ت سزای کاری را که مرتکب شده بچشد وتا تمامی اجزای بدنش که در حرام از آن استفاده کرده به درد بیایند وزنا کاریکه  بصورت شرعی و نکاح وازدواج نکرده است با بالا ترین حد ضربه های که درشریعت برای تعزیر مشروع میباشد که همان صد ضربه شلاق است،عقوبت ومجازات میگردد،واین علاوه از فضیحتی است که در ملأ عام ودر حضور گروهی  از مسلمانان به اومیرسد ونیز علاوه بر بیرون راندن وتبعید وی بمدت یک سال  کامل از محلی که در آن مرتکب زنا شده است.وعذاب زنان زنان و مردان زنا کار در برزخ این است که آنان را عریان در تنوری  که دهانه اش  تنگ  وزیر آن کشاد ووسیع است می اندازند وبرآنان آتش  می افروزند،آنان درآن تنور فریاد میکشند وبه شعله های آتش بالا می آیند حتی نزدیک میشوند که خارج گردنداما آتش فروکش می کند وآنان دوباره به ته تنور سقوط میکنند وتا قیامت اینگونه عذاب داده مشوند.واز این هم شدید تر  وبد تر وضعیت شخصی است که با وجود  سالخوردگی ونزدیک بودن به قبر  ومهلتی که خداوند(ج) به اوداده، به زنا کاری ادامه دهد،ازحضرت ابوهریره(رض) روایت شده که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"خداوند(ج) در روز قیامت با سه شخص سخن نمی گوید وآنانرا تزکیه نمی نماید وانتظارشان است".وآن سه شخص عبارت اند از)"پیر مردزناکار""وپادشاه دروغ گو""وفقیر متکبر 1".بد ترین کسب پولی است که زن زناکار درمقابل زنا و تن فروشی دریافت میکندوچنین زنی هنگامی که در نیمه های شب در آسمان به رحمتگشوده میشوند نیز ازاجابت دعا مرحوم است 2 نیاز وفقز مطلقاً عدری شرعی وقابل قبول  برای زیر پا گذاشتن حدود الهی قزار نمی گیرد.ازقدیم کفته اند که:زن آزاده ترجیح میدهد که گرسنه بماندتا اینکه به سینه اش (شیر دادن بچه های مردم) خودراسیر کند،چه رسد به تن فروشی.اما در این عصر همه را ه ها ودرهای فحشا باز است وشیطان با مکر خود واولیای خویش، راه فیاد را هموارکرده است وافزاد عاصی وفجار نیز از وی پیروی کرده اند.بد حجابی وبرهنگی  عام شده،چشم چرای ونگاه های حرام همه جارا فراگرفت،اختلاط مردوزن رواج یافته،مجلات و فلم های مبتذل فحشا همه جا دردسترس است ومسافرت به کشورهای محل فساد زیاد وبازار بی حیایی گرم وآبروریزی وتجاوز به ناموس مردم فراوان،وآمار بچه ها یی حرام وغیر شرعی وقتل جنین فزونی یافته است.پروردگار ازتو میخواهیم که با رحمت ولطف خویش مارا ازاین فواحش در پناه خود مصون ومحفوظ بداری وازتو میخواهیم  که دلها وشرمگاهای  مارا پاک بگردانی  ودرمیان ما وحرام سدومانع محکمی قراردهی.  (1- اسراء /32)(1- مسلم 1/ 102- 103)(2- صحیح الجامع ش :2971)

(13) همجنس گرایی

جنایتی که قوم نوح(ع) مر تکب شدند همجنس گرایی بود،خداوند(ج) میفرماید:"ولوطاً اذ قال لقومه انکم لتأ تون الفا حشة  ما سبقکم بها من احد من العالمین أ ئنکم  لتأ تون الرجال وتقتعون السبیل وتأ تون  فی نا دیکم  المنکر 1"ترجمه:"ولوط(ع)( را فرستادیم) چنین بود که به قومش گفت: شما نا شایستی به بار می آورید که هیچ کس از هانیان در(ارتکاب آن) ازشما پیشی نمگرفته .آیا شما از روی شهوت بامردان در می آمیزیدوراه(فطری وشرعی برای تناسل) را مس گسلید ودر محافل خود کار نا پسند انجام میدهید ".خداوند متعال میفرماید:ترجمه:" بخا طر شناعب وقبح  وخطر ناک بودن این عمل مرتکبین آن را به چهار نوع عذاب عقوبت نموده ودر هلاکت  وعقوبت  هیچ قوم دیگری این چهار عذاب را یکجا جمع ننمود،وآن اینکه چشمان شانرا کورکرد وشهر آنانرا زیرور کرد وبر آنان باران سنگ فرود آورد وصدای دلخراش وشدید بر آنان مسلط نمود".در شریعت اسلامی بنا بر قول راجع، عقوبت فاعل ومفعول همجنس گرا در که با رضایت واختیار خویش این عمل را انجام داده باشتد این است که با ضربه شمشیر کشته شوند،ازحضرت ابن عباس(رض) مرفوعاً روایت شده که:هر کس را یافتید که عمل قوم لوط(ع) را انجام میدهد فاعل ومفعول را بکشید 1"این همه وبا و امراض گوناگونی  که امروزه ودر این زمان بوجود آمده ودر گذشته اصلاً ازآنها نامی هم نبود همانند مرض کشنده"ایدز" بر حکمت خداوند(ج) در تعین چنین عقوبتی شدید برای این عمل،دلالت دارد.(عنکبوت /29،28)(1- مسند احمد1/300)

(14) امتناع زن از همبستری با شوهر بدون عذرشرعی

از حضرت ابی هریره(رض) روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرگاه  شوهر همسرش را به بستر خود  فراخواند واو امتناع ورزد وشوهر باناراحتی وعصبانیت ازاو،شب بگذراند،فرشته گان آن شب تا صبح آن زا را نفرین میکنند 2".بسیاری از زنان هرگاه  میان آنان وشوهران شان  اختلافی بروز کند از تمکین و همخوابی  با شوهر،به گمان شوهر ره تنبیه ومجازات میکنندوگاهی این عمل موجب مقاصد بزرگی همچون به حرام کشیده شدن شوهر،میگرددوچه بسا نتیجه برعکس میگردد وشوهر (به جای تنبیه شدن)جداً تصمیم به ازدواجی دیگر می گیرد.پس هرگاه شوهر از همسرش  تمکین خواست همسر باید به امتثال  دستور حضرت پیامبر(ص) از شوهر اطاعت نماید وبه خواسته اش جواب مثبت دهد،زیرا ایشان فرمودند:

ترجمه:"هرگاه شوهر همسرش را به هم خوابی فرا خواند همسر باید اجابت نماید  گرچه پشت شتر  هم سوار باشد 1"وشوهر نیز برای ادامه  همدلی وعدم اختلاف  باید وضعیت زن  را درک کندودرصورت مریض،باردار ویااندوهگین بودن وی، باید حالش را مراعات کند.(1- زوائد البزار2/181و صحیح الجا مع 547) (2- فتح الباری  6/314)

(15) خواستن طلا ق از شوهر بدون عذرشرعی

بسیاری اززنا ن بابروز اندک  خلافی بلا فاصله  ازشوهران شان  درخواست طلاق میکنند ویاهرگاه شوهر مقدار پولی که زن میخواهد فراهم نکند زن ازاو می خواهد که طلاقش بدهد  وچه بسا زن با تحریک برخی از خویشاوندان  وهمسایه های مفسد خود به این کار اقدام نماید وبرخی اوقات با عباراتی زننده وتحریک کننده  شوهررا به مبارزه می طلب مثلاً میگوید:اگر مردی مرا طلا ق بده! بدیهی است که طلاق مفاسد بزرگی همچون گسیخته شدن شیرازه خانواده و آواره گی فرزندان را درپی دارد،وزن پس ازمدتی که پشیمانی دیگر سود نمی بخشد،پشیمان میگردد وبادرنظرداشتن این مطلب  ومسایلی دیگر به حکمت حرمت این امر درشریعت اسلامی پی میبریم.از حضرت ثوبان(رض) روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه: "هرزنیکه بدون هیچ مسکلی از شوهرش طلب طلاق کند، رایحه و عطر بهشت  براوحرام است 1".وازحضرت عقبه بن عامر(رض) روایت شده که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"زنانیکه از شوهرانشان  طلب طلاقی میکنند آنها زنانی منافق هستند 2". اما اگر طلب طلاق بابه عذر شرعی  باشد مانند ترک نماز،شرابخوری واعتیاد به مواد مخدرازجانب شوهر ویا اینکه شوهر اورا به انجام دادن کاری حرام مجبور کند ویا اینکه شکنجه اش کند ویاوی را از حقوق شرعی  وقانوی اش محروم سازد،ونصیحت وتذکر هم سودی نبخشد وتلاش اصلاح وی بی ثمر بماند دراین صورت بدون هیچ اشکا لی زن میتواند برای اینکه خود ودینش را حفظ کند، ازشوهر طلب طلاق  کند.(1- مسند احمد 5/277)(2- الطبرانی،المعجم الکبیر 17/339)

(16) ظهار

یکی از الفاظ جاهلیت  نخستین که متأ سفانه در این امت شیوع پیداکرده "ظهار" است. یعنی اینکه شوهر به همسرش بگوید:"تو برای من مانند مادرم هستی""توبر من همانند خواهرم حرام هستی"وجملات زشت شبیه اینکه شریعت اسلامی آنرا شنیع وزشت شمرده است زیراکه دراین صورت درحق زن ظلم میشود.خداوند(ج) درباره اظهاراینگونه میفرماید:"الذین یظاهرون منکم من نسا ئهم ما هن امهتا تهم إن أمها تهم إلا اللا ئی ولدنهم وانهم  لیقولون  منکراً من القول وزوراً وان الله لعفوٌ غفور 1".ترجمه:"کسانی از شما که بازنان شان  ظهار میکنند آنان مادرانشان  نیستند مادرانشان جز کسانی نیستند که آنان زا ده اند.وآنان سخن زشت ودروغ میگویند وخداوند(ج) بخشا ینده و آمرزگار است".شریعت کفاره ظهار را سخت وشبیه کفاره قتل خطا و مانند کفاره آمیزش درروز ماه رمضان  قرارداده،وبرای شوهر جایز نیست که قبل ازادای کفاره به همسرش نزدیک شود،خداوند(ج) میفرماید:"والذین یظاهرون من نسا ئهم  ثم یعودون لما قالوا فتحریر  رقبة من قبل ان یتما ساذ لکم  توعظون به والله بما تعملون  خبیر فمن لم یجد فصیام  شهرین متتابعین  من قبل ان یتما سا فمن لم یستطع فا طعام  سنین مسکیناً ذلک لتؤ منوا باالله ورسوله  وتلک حدود الله  وللکافرین عذاب  الیم 1  ".ترجمه:"و کسانیکه با زنان شان ظهار میکنند، سپس ازآنچه گفته اند  باز میگردند،باید پیش ازآنکه به هم دست رسانند برده ای آزاد کنند این حکم است که به آن پند داده میشوید وخداوند(ج) به آنچه  میکنید آگاه است پس اگر کسی (برده ای) نیابد پیش ازآنکه دست به هم رانند(براو)روزه دوماه  پیاپی (واجب) است آنگاه اگر کسی نتواند خوراک دادن شست بینوا (بر اوواجب) است این(حکم)برای آن است با فرمانبردار خدا ورسول او شوید واین احکام حدود مقرر شده خداوند(ج) هستند وکافران عذابی دردناک(در پیش) دارند"(1- مجادله/2)(1- مجادله/4-3)

(17) مقاربت دردوران قاعدگی

خداوند متعال میفرماید:"ویسأ لونک عن المحیض قل هو أذی فاعتز لوا النساء فی المحیض ولا تقربوهن حتی یطهرن 2".ترجمه:"ازتودرباره حیض(قاعده گی)می پرسند بگو:آن(مایه)رنج است،پس(بوقت) حیض اززنان کناره گیرید وتا وقتی که پاک شوند به آنان نزدیکی مکنید".برای شوهر جایز نیست که بلا فاصله پس ازقاعدگی با همسرش مقاربت نماید. مگر همسر غسل کند زیرا خداوند(ج) میفر ماید:"فاذا تطهرن فأ توهن من حیث امرکم الله 1".ترجمه:"آنگاه چون(بخوبی) پاک شوند(غسل کنند) ازهما نجا که خداوند(ج) به شما فرمان داده است باآنان آمیزش کنید ". این حدیث حضرت پیامبر(ص)  نیز بر شناعت این معصیت دلالت میکند که میفرماید:ترجمه:"هرکس دردوران قاعدگی با همسرش مقاربت کند ویا باوی عمل لواط انجام دهد ویا نزد کاهنی (غیبگویی) برود،به آنچه بر محمد(ص) فرودآمده کفر کرده است 2".هرکس اشتباهاً ونادانسته وبه غیر عمد مرتکب این کار شد بر اوگناهی نیست،اما اگر کسی عمداً ودانسته آنرا انجام دهدبنابه قول برخی ازاهل علم باید کفاره بدهد وآن عبارت است ازیک دیناروسا اصف دینار،برخی از علما گفته اندکه مختار است که کدام یک را انتخاب میکند وبرخی دیگر گفته اند:اگر در ابتدای قاعدگی مقاربت کند کفاره اش یک دینار  واگر در آخر قاعدگی  وقبل از غسل نمودن زن مقاربت کند کفاره اش نصف دینار است یک دینار بنا به محاسبات متداول  برابر است با     4،25 گرام طلا که شخص باید این مقدار طلا ویا معادل آن وجه نقد صدقه کند. (2- بقره /222) (1- بقره /222)(2- ترمذی 1/243)

قسمت دوم

(18) لواط با همسر

 برخی ازافراد بی بند بار ومنحرف ضعیف الایمان  ازلواط با همسر  هیچ ابایی ندارندوازآن پرهیز نمی ورزند.این عمل از گناهان کبیره است که حضرت پیامبر(ص) مر تکب آنرب نفرین فرموندند.از حضرت ابوهریره (رض) روایت شده که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"ملعون است کسیکه ازراه عقب(دبر) با همسرش جفت شود 1".بلکه حضرت پیامبر(ص) فرمودند:

ترجمه:"هرکسی در دوران قاعدگی با همسرش مقاربت کند ویا باوی عمل لواط انجام دهدویا نزد کاهنی برود به آنچه بر محمد(ص) فرود آمده کفرکرده است 2".بسیاری اززنانی که فطرت سلیمی دارندازاین کار ابا میورزند،اما شوهرانشان آنان را درصورت عدم موافقت به طلاق تهدید میکنند.وچه بسا برخی همسرانشان را که ازپرسین حکم این عمل ازعلما شرم دارند،می فریبند وبه آنان وانمود میکنندکه این عنل حلال  وجایز است وچه بسا از این آیه هم استدلال کنند که خداوند(ج) میفرماید:"نسا ؤ کم حرث لکم فأ تو ا حرتکم أ نی شئتم 1".ترجمه:"زنان شما کشتزار شما هستند  پس هرگونه  که خواهید به کشتزار خود درآیید".باید دانست که حدیث،قرآن را تفسیر میکند ودرحدیث آمده که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"که برای شوهر جایز نیست که باهر کیفیت وروشی که ترجیح میدهد با همسرش جفت شود وآمیزش نماید.البته  به شرط اینکه فقط ازراه طبیعی وراه بدونیا آمدن نوزاد باشد وناگفته پیداست که را ه عقب محل کثافت است نه راه به دونیا آمدن نوزاد ومحل کشت  ".یکی از اسباب وعوامل  این جنایت وارد نمودن موروثات پلید جا هلی  از قبیل،روابط جنسی نا مشروع  به حریم زندگی پاکیزه زنا شویی وهمچنین حافظه ای است که از صحنه های مبتذلی از فلمهای سکس مملو گشته است.وآن هم بدون توجه ورجوع الی الله ،وبدیهی است که این علم  حرام وناجایز است اگر چه طرفین حرامرا حلال نمیگرداند.

   (1- مسند احمد 2/479) (2- ترمذی 1/243)(1- بقره/223)

(19) بی عدالتی میان همسران

عدالت نمودن میان همسران ازمواردی است که خداوند(ج) مارا به آن توصیه نموده است،خداوند(ج) میفرماید:"ولن تستطیعوا أن تعدلوا بین النساء ولو حرصتم فلا تمیلواکل المیل فتذورها کا لمعلقة وإن تصلحوا وتتقو ا فأ ن الله کان غفوراًرحیماً 1 ".ترجمه:"وهرگز نمیتوانید بین زنان به داد رفتار کنید هر چند حرص ورزید.پس یکسره ابه سوی زنی محبوب  تمایل نورزیدتاآنکه او(همسر پیشین خود) را بلا تکلیف رها کنید واگر اصلاح کنید وپروادارید خداوند(ج)آمرزنده ومهربان است".عدالتی که زا شوهر مطلوب است،این است که در شب گذراندن بین همسرانش عدل کند ومخارج حقوق مادی آن ر ااز قبیل  نفقه وپوشاک،کاملاً بپردازد.عدل در محبت وگرایش قلبی نیست زیرا که این امر ره اختیار وقدرت شخصنیست،بسیاری ازمردانی که بیش از یک همسر دارند به یکی از همسران خود میل نموده وبقیه را عملاً ترک نمودهوبه آنان اعتنایی نمی کنند.نزدیکی چندین شب  می مانند وازنظر مادی نیز به آن کاملاً رسیدگی میکنند وبقیه رارها نموده وبه حال خود می گزارند.این کار حرام وناجایز میباشد وکسی که نسبت به برخی از همسرانش اینگونه بی عدالتی روابدارد درروز قیامت با وضعیتی به بارگاه الهی  حاضر میکرددکه در حدیث حضرت ابو هریره(رض) آمده است. وی میگوید  حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرکس که دوهمسر داشته باشد وبه یکی ازآنها  میل نماید(میان آنان عدل نکند)روز قیامت درحالی خواهد آمد که نصف بدنش کج کشته ومائل شده است 1".(1- ابوداود2/601)(1- نسأ /129)

(20) خلوت(تنها ماندن)بانامحرم

شیطان میکوشد  انسانرا در فتنه وحرام بیندازد وبدین سبب خداوند(ج) مارا ازاو بر حذر داشته است آنجاکه میفرماید:"یا ایها الذین آمنو ا لا تتبعو اخطوات الشیطان  ومن یتبع  خطوات الشیطان فانه یأ مر  بالفحشا ء والمنکر 2 ".ترجمه:"ای موومنان از گامهای  شیطان پیروی مکنید  وهر کس که از گامهای شیطان پیروی کند بداند که او به کار های ناشایست ونا پسند فرمان میدهد

شیطان همانند خون در بدن آدمیزاد گردش میکند،ویکی از راههای که شیطان انسانرا به  فحشا می کشاند خلوت با زان بیگا نه ونا محرم است واز اینجاست که شریعت این را مسدودنموده است آنگونه که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"هرگاه مرد وزنی تنها باشند  سومی آنان شیطان است 2".وحضرت عبدالله بن عمر(رض) روایت نموده که حضرت محمد(ص) فرمودند:

ترجمه:"ازامروز به بعد هیچ مردی حق نداردکه نزد زنی که شوهرش به مسا فرت  رفته، برود مگر اینکه  همراه او یک ویا دو نفر  دیگر باشد1 ".پس برای هیچ مردی جایز نیست که در خانه ویا اطاق ویا ماشینی با زنی نا محرم وهمچون زن برادر،خادمه  وبازنی مریض با داکتری وغیره  تنها بماند.بسیاری ازمردم بنا به اعتماد به خویشتن ویا افراد  دیگر در چنین موارد سهل انگاری میکنند که منجر به فحشا ویا لا اقل موجب فراهم آمدن مقدمات فحشا ودامن زدن به فا جعه اختلاط انساب وبچه های نا مشروع میگردد. (2- نور/21)(3- ترمذی 3/474)(1- مسلم 4/1711)

(21) مصا فحه با نا محرم

این ازمواردی است که عرف وآداب اجتماعی بر شریعت الهی طغیان نموده است وعادات وتقالید باطل مردم بر حکم خداوند(ج) غالب گشته است به گونه ای که اگر با اقامه حجت وبیان دلیل ،حکم شرعی را در این مورد بیان کنی تورا به ارتجاع  وواپسگرایی وبنیاد گرایی  وقطع روابط  خانوادگی  وتشکیک در نیتهای  پاک  و.... متهم  میسازند.امروز در جامع ما دست دادن ومصافحه  با دختر عمو،دختر دایی،دختر خاله،مهسربرادر،عموودایی ازنوشیدن آب نیز ساده تر است،واگر مودم با دیده بصیرت به این امر خطیر بنگرند دیکر چنین  نخواهد کرد.حضرت پیامبر(ص) فرمودند: ترجمه:"اگر برفرق سر فردی ازشما سوزنی آهنین فروکنند برایش بهتر است از اینکه به زنی نا محرم دست بزند 1".بی تردید مصافحه  زنای دست است آنگونه که حضرت محمد(ص) فرمودند:ترجمه:"چشمها ، دستها ، پاها ، وشرمگاها  (انسان همگی) زنا میکنند 2".باید پرسید آیا کسی هست که قلبش از قلب حضرت پیامبر(ص) پاک تر باشد؟ اما با وجود این حضرت محمد(ص) فرمودند: ترجمه:"من بازنان مصافحه نمی کنم 3".ونیز فرمودند:ترجمه:"من دستهای زنان را لمس نمی کنم 4".از حضرت عایشه(رض) نقل شده که فرمودند: ترجمه:"نه بخدا سوگند هرگز دست رسول الله (ص) دست زنی را مس نکر ده وفقط با گفتار آن بیعت میگرفت 5".پس آن مردانیکه همسران پاک طینت خودرا تهدیدمی کنند که اگر بابرادران آنان دست ندهد ومصافحه نکنند،آنان را طلاق خواهند داد،ازخدا(ج) بترسند.ونیز باید دانست مصافحه با دستکش ویا ازروی پارچه ای دیگر،حکم مسأ له را تغیر نمیدهد،دست دادن ومصافحه با نا محرم درهرحال حرام است.(1- روا البطرانی 20/212،صحیح الجامع 4921)(2- مسند احمد 1/412)(3- مسند احمد 6/357)(4- طبرانی معجم الکبیر 24/342)(5- مسلم 3/1489)

(22) استعمال عطر وبیرون رفتن ازخانه برای زنان

این مورد متأ سفانه با وجود هشدار شدید حضرت محمد(ص) در این باره بازهم دراین زمان رواج پیداکرده است.ایشان فرمودند:ترجمه:"هرزنی که عطر استعمال کند وسپس از کنار جمعی عبور کند که بوی خوش اورا استشمام کنند،آن زن زناکار است 1".رخی اززنان ودختران با توجه به سهل انگاری وغفلتشان در هنکام برخوردباراننده گان ،مغازه داران ودربان ونگهبانان مدارس به این امر توجهی نمیکننددر صورتیکه شریعت اسلامی برای زنیکه عطراستعمال کرده ومی خواهد ازمنزل خارج گرددحکم شدیدی مقرر نموده وآن اینکه قبل ازخروج از منزل ولو به قصد مسجدباید مانند غسل جنابت غسل کند.حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"هرزنیکه عطر استعمال کند وسپس به مسجدبرود هیچ نمازی از وی قبول نخواهد شد تا اینکه همانند غسل جنابت غسل کند 2".از بوی تند عطر وادکلن های گوناگونی که زنان قبل از رفتن به مناسبتها وجشنها ی عروسی وغیره استعمال می کنند،به خدا(ج) پنا  بایدبرد بوی خوش عطر همه جا از آنان به مشام میرسد دربازارها ، اتوبوسها ،اجتماعاتی که زن ومردبا هم آمیخته اند وحتی در مساجد در شبهای رمضان درشریعت اسلامی بیان شده است که طیب وزینت زن باید به گونه ای باشد که نه رنگ داشته باشد نه بو،از خواوند(ج) متعال می خواهیم بر ما غضب نکندو افراد صالح ونیکوکاری را به کارهای افراد نادان مواخذه نکندو همه را به راه راست رهنمون کند.   (1- مسند احمد 4/418)(2- مسند احمد 2/444)

(23) مسافرت بدون محرم

در صحیحین از حضرت عبدالله بن عباس(رض) روایت شده که میگوید،حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"زن نباید بدون محرم به مسافرت برود".این فرموده حضرت محمد(ص) شامل همه مسافرتها میگردد حتی سفر حج  مسافرت زن بدون محرم سبب میگرددکه افراد فاسق وبی بند باربراوجری کردندوبه اوتعرض کنندوچه بسا که زن که خود موجودی ضعیف است،در منجلاب گناه ومعصیت سقوط کندوحداقلش این است که حیثیت وشرافتش زیر سوال برودوهمچنین است مسافرت زن بدون محرم  با هواپیما ولو اینکه محرمی اورابا فروتگا ه بدرقه کند ومحرم دیگری درفروتگاه به مقصد استقبالش برود،باید پرسید در صندلی همجوار اودرهواپیما چه کسی نشسته خواهد بود؟واگر درچنین  پرواز اشکا لی پدید آمده وهوا پیما بنا چار در فروتگاهی دیگر به زمین نشست کند ویا پرواز به تأ خیرانجام شد آنگاه حال زن چه خواهد شد؟چنین مواردی  بسیار اتفاق می افتاده است،ومحرم باید دارای چهار ویژگی باشد.یعنی اینکه مسلمان،بالغ،عاقل ومرد باشد.آنگونه که حضرت پیامبر(ص) فرمودند:ترجمه:"پدر ویا پسر ویا شوهرویا برادر یا یکی دیگراز محارمش باید با او همراه باشد 1".  (1- مسلم 2/977)

(24) چشم چرانی

خداوند(ج) میفرماید:"قل للمؤمنین یغضوامن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک أزکی لهم الله خبیرٌ بما یصنعون 2".ترجمه:"به مردان مومن بگو که چشمان شانرا (از نگریستن به نا محرم) فرو پوشند وپاکدامنی ورزند این برایشان پاکرزه تر است بی گمان خداوند(ج) از آنچه میکنند باخبر است ".حضرت پیامبر(ص) فرمودند:   ترجمه:"زنای چشم نگاه کردن ( زن چیزهای است که خداوند(ج) نگریستن آنرا حرام گردانیده است) 3".    البته نگاهی که بنابه  نیازی شرعی باشد،ازاین قاعده مستثنی میباشد مانند نگاه خواستگار به دختربه قصد دامادی  ونگاه داکتر به مریض .نگاه کردن زن به مرد  بیگاده نیز حرام است، خداوند(ج) میفرماید:"وقل للمؤ منات یغضضن من ابصار هنویحفظن فروجهن 1".ترجمه:"وبه زنان مومن بگوچشمان شان را از نگریستن به نا محرم فروپوشند وپاکدامنی ورزند".و همچنین نگاه بد به پسران بی ریش وزیبارو حرام است.وهمچنین برای مردان جایز نیست که به عورت مردان نگاه کنند وبرای زنان نیز جایزنیست که به عورت مردان بنگرند،وهر عورتی  که نگاه کردن به آن جایز نیست ،لمس کردنآن نیز ولواینکه حایل وپرد باشد،جایزنیست.واینکه برخی ازمودم عکسها وفلمهای مبتذل را به این بهانه  تماشا میکنند که این تصاویر واقعی نیست.اغوا وفریب شیطانی است.زیراکه برانگیخته شدت شهوت وهیجان غریزه جنسی  در چنین موارد امری است مسلم  وآشکار.(1- نور /31)(2- نور/30)(3- فتح الباری 11/26

 (25)  بی تفاوت بودن به ناموس درقسمت دوم بخوانید