X
تبلیغات
رایتل
بیانگر اصول و افعال اخلاقی دین{ باورشناسی و تصوف} واکنش و توضیح مسایل سیاسی، اقتصادی، زبانی، ادبی، فرهنگی، تاریخی.....
چهارشنبه 21 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 11:42 ب.ظ

خودکرده را نه درداست ونه دواء

مردی ازقوم پشتون که تاریخ زنده گی آن بین سالهای 1038 تا1063هجری قمری پنداشه می شود دارای اشعار عاشقانه وشهرت زیادی درمیان هم زبانان خودبوده ،نامش عدالرحمن است اودرمضافات پشاور می زیسته ودهکده ی اصلی زیست اوهنوزثابت نگردیده بعضی نطریه ها برآننندکه محل زیست اودردهکده ی درمحلی بنام روستای بهادر است وجمع دیگر  بدین باوراندکه عبدالرحمن درروستای هزارخانی می زیسته، مرحوم حبیی راعقیده برآنست که مجذوبیت شدید صوفیانه ی عبدالرحمن سبب گردید که وی دیارش بهادر راترک گویدودرهزارخانی دروضع موافق روحیه اش حیات بسر برد.مردم پشتوزبان سنت قدرانی عجیبی دارندهرکرا بزرگ دانند وقدر کنندبراو نام بابا می نهندعبدالرحمن باداشتن اشعار عاشقانه نسبت به تمام شعرای پشتون درمیان عام وخاص عشایر پشتون ازشهرت ومحبوبیت ویژه یی برخوردار است،پشتونهای دوطرف مرز اورارحمن بابا می گویند چنین لقب چنان درمیان مردم جذب شده که اگر به مرددهقان پشتون بگوئید شعر رحمن او بنام رحمن کسی را نمی شناسد که شاعر باشد اگر رحمن بابا بگوئید آنگاه می دانند که منظورشما همان شاعر صوفی مشربی است که درروستاهای پشاور می زیسته وبتاریخ 5ماه روان گورش را باموادمنفجره ،انفجاردادند. تعمیرزیبا وتاریخی آرامگاه مردی که درآن روزگار ی می زیست وازتعصب سرطانی پشتونوالی ناآگاه بود پس ازگذشت چندسده توسط اسلام شناسان معاصر ومریض هم زبانش ،آفت آخر زمان (تنظیم طالبان سیاسی )به بهانه اینکه این قبر محل طواف قرار گرفته انفجارداده شد. این گوردرطول سالهای اخیرمحل شبنشینی چرسی های پشتون پاکستانی بودکه شب های جمعه ازگوشه وکناردرین جاه گردهم می آمدندوبه خوانش اشعار رحمن  بابا گوش می دادند. سرنوشت برزخی وآخرتی هرانسان متعلق به آن چیزی است که اوپیش ازمردنش تهیه دیده اگررستگاررفته باسوزاندن قبر نمی توان مانع دخول اودرتنعم گردید واگر باشقاوت  ودنائت ترک جسم نموده اورابه به هیچ وسیله نمی توان آرامش کامل بخشیداماحضرت خداوندمتعال بربنده گان دیندارش رحمت ابدی دارد وبه هیچ وجه نمی پسنددکه پس ازگذشت قرنها نیز بر بنده گان فداکارش بی حرمتی صورت گیرد. رحمن بابا شخص خداپرست،عابدذاکر،منزوی وفاقددارایی ها مادی بوددرعین زمان آن ارج وارزشی که عشایر پشتون به خان وسردار قایلند،حرمتی به آنهانمی کردچنانچه خودش نابرابری وبی احترامی اش را به خان وسردار چنین بیان می نماید:

نه شی دخانانودملنگو سره کلی

چیرته عزیز چیرته ملنگ عبدالرحمن

ترجمه: خانها همنشین منلگان قریه نمی گردند

عزیز حان کجاست وملنگ عبرالرحمن درکحا؟

درین بیت اوناسازگاری مردوابسته به دنیا رابااشخاصی مانند خان منطقه تحلیل می کندواستغنای خودش را بیان می نماید. امروز نظر برادری راکه پشتو زبان است وازوضع ناآگاه نیست(عبدالحی حیات ) درین رابطه جویاشدم اوگفت وزارت فرهنگ افغانستان که قریب همه اعضای رهبری آن پشتونهای قوم پرست افغان ملیتی وگلبدینی اند درطول فرمانروایی کرزیی خود تنها قبر رحمن بابا را آبادکردند ،دولت پاکستان که ازنیت های سوء این تبار اندیشه ،آگاهی داردچنین اقدام را نپسندیدوآن را اقدامی درجهت نفوذسیاسی  این دسته درمیان پشتونهای نوارمرزی وپاکستانی تعبیر کردوچندی پیش ازطریق سازمان طلبا اخطاریه ی را مبنی متلاشی کردن این گور صادر نموددرین اخطاریه گفته شده بود که سازمان سیاسی طلبه ها جمع آمدنها دراطراف این قبر را به مفهوم بدعت دردین تعبیر می کند هرگاه اشخاص وافرادازین اقدام نپرهیزند سبب متلاشی شدن وبه هوا پریدن این زیارت خواهندشدپس ازمنفجر شدن این زیارت شخص مهم دیگری که درسیاست گذاری فرهنگی دولت کرزی واستراتیژی نفوذ بر مناطق پشتون نشین پاکستان،ازطریق زبان پشتو وتاسیس دولت مقتدر پشتون گرا، نظریه پرداز است ظاهر بابری نام دارد اوبدین مناسبت به پاکستان رفت واظهار نمود که وزارت فرهنگ افغانستان{افغانستانی که ازگرسنه گی اطفال شان را می فروشند ،با بهای یک کودک  غذای چند روزه را تهیه می دارند}،اقدام  به تاسیس عمارت مرغوب تر دیگری به عوض تعمیر قبلی این گور خواهد کرد...